كرد ، وستايشگر را از ستايش ساكت نمود ، واين كناية از مربوط كردن پستى ورذيلت مصقله است با فضيلت أو ، چنان كه گويا ميان اين دو هدف جمع كرده است . بدان سان كه در بارهء جدايى سريع دوستان از يكديگر ، گفتهاند : اجتماع نكردند مگر آن كه متفرق شدند . يعنى به دليل سرعت جدايىشان ، گويا روزگار بين اجتماع وافتراقشان جمع كرده بود .
2 - مثال دوّم حضرت كه توصيف كننده أو هنوز تصديقش نكرده بود كه ملامتش كرد . توضيح اين مثال مانند توضيح مثل فوق است بنا بر اين تكرار نمىكنيم .
بدنبال ذكر اين دو مثال امام ( ع ) فرمودهاند : اگر مصقله فرار نكرده ايستاده بود ، هر مقدار از پانصد هزار درهم را كه مىتوانست مىپرداخت . پس از آن كه حضرت به اشتباه مصقله اشاره مىكند . سخنى را مىفرمايند كه بتواند جواب بهانه تراشيهايى باشد كه احتمالا از ناحية وى مطرح مىشود ، وآن بهانه جوييها مىتواند چنين باشد ، گمان ما اين بود كه در باره پرداخت الباقي پانصد هزار درهم ، مورد تعقيب قرار گيريم ، بهمين دليل از انجام وظيفة فرار كرديم .
در برخى از روايات ، بيان حضرت اين است : اگر مصقله فرار نمىكرد ، آنچه در توان داشت مىگرفتيم واگر پرداخت مقدار وجه برايش دشوار بود مهلتش مىداديم واگر نمىتوانست بپردازد از أو چيزى نمىگرفتيم ولى عبارت أول از اين روايت مشهورتر است . توفيق از ناحية خداوند است .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 250
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٢٥٠