تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧

( 1043 ) 43 - از سخنان آن حضرت است هنگامى كه مصقلة بن هبيرة الشيباني به سوى معاوية فرار كرد ، بيان فرموده است . وى تعدادى أسير را از معقل بن قيس با پول بيت‌المال خريدارى وآزاد كرد . وقتي كه حضرت پول را از أو مطالبه نمود مقدارى از آن را پرداخت وبقيه را به بعد موكول وپس از چندى به شام فرار كرد .

قَبَّحَ اللَّهُ ؟ مَصْقَلَةَ ؟ - فَعَلَ فِعْلَ السَّادَةِ وَفَرَّ فِرَارَ الْعَبِيدِ - فَمَا أَنْطَقَ مَادِحَهُ حَتَّى أَسْكَتَهُ - وَلَا صَدَّقَ وَاصِفَهُ حَتَّى بَكَّتَهُ - وَلَوْ أَقَامَ لَأَخَذْنَا مَيْسُورَهُ - وَانْتَظَرْنَا بِمَالِهِ وُفُورَهُ ( 9082 - 9053 )

[ لغات ]

( قبحه اللّه ) : خداوند أو را توفيق به عمل خير ندهد . ( تبكيت ) : ملامت بر أو باد ( وفور ) : زيادى وفراوانى مال . اين لغت در بعضي از نسخه‌ها موفوره روايت شده .

[ ترجمه ]

« خداوند روى مصقله را زشت گرداند ، كار بزرگان را انجام داد ومانند بردگان فرار كرد . عمل أو چنان بود كه هنوز ستايشگرش شروع به ستايش نكرده بود كه خاموش شد ، وهنوز توصيف كنند ، أو تصديقش نكرده بود كه به بدگويىاش پرداخت . اگر مصقله ايستاده بود هر چه مقدورش بود مىپرداخت وما الباقي را صبر مىكرديم تا توانمند شود . »