تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
عبد اللّه بن كفرّا وبه هنگام پيكار با آنها فرمانده‌شان عبد اللّه بن وهب راسبى بود امام ( ع ) در نهروان به سمت آنها رفت ، خطبه‌اى ايراد كرد وآنها را پند داد وفرمود : « ما خانوادهء نبوّت وپايگاه رسالت ، وجايگاه نزول فرشتگان وأساس وأصل بخشش ورحمت وكان دانش وحكمت ، اى گروه ، من شما را از كيفر خداوند ، بيم مىدهم وبر حذر مىدارم و . . . » امام ( ع ) بيانات خود را در ارشاد آنها بدين طريق ادامه داد ولى آنها نپذيرفتند ! در روايتي آمده است كه پس از پايان كارزار ونبرد با خوارج حضرت ، جستجوى زيادى را براي پيدا كردن كشتهء « ذو الثّديه « 2 » » انجام داد ومرتّبا مىفرمود : نه رسول خدا به من دروغ گفته ونه من به شما دروغ مىگويم ، جسد أو را جستجو كنيد ، به يقين جزو كشتگان است . فراوان گشتند ، تا سرانجام أو را در زير كشته‌هاى ديگر يافتند ، أو مردى بود ، با دست ناقص ، كه مانند پستان زنان در روى سينه‌اش قرار داشت وبر آن موهايى شبيه سبيل گربه ، روييده بود . با ديدن جسد وى امام ( ع ) تكبير گفت وحاضران با آن حضرت تكبير گفتند . با روشن شدن حقيقت وصدق كلام رسول خدا ( ص ) همگان شاد شدند . خلاصهء اين خطبه واين فصل از سخن مولا أمير المؤمنين ( ع ) در برحذر داشتن خوارج از هلاكت ايراد گرديده ، بدين توضيح كه آنان براي مخالفتشان دليلي روشن وبرهاني محكم از طرف پروردگارشان نداشتند تا بدان بر حق بودن ادّعايشان را استدلال نمايند وبا تكيه بر آن استدلال با امام ( ع ) بجنگند . با نداشتن حجّت ودليلي از جانب خداوند است ، كه بايد از محروم ماندن سعادت دنيا وآخرت بر حذر وهراسناك باشند .
هامش
( 2 ) صبحي صالح در نهج البلاغة خود مىگويد : رئيس خوارج حرقوص بن زهير سعدى بود كه بوى ذو الثّديه مىگفتند .