پرچم « عنزه » كه حدود چهار هزار سوار بودند ودر صفّين با علي ( ع ) حضور داشتند خواند دو نفر از جوانهاى آنها گفتند : « لا حكم الّا للّه » ( فرماني جز فرمان خدا نيست ) وسپس بر سپاهيان معاوية حمله كردند ، وپس از درگيرى سختى كشته شدند . اين دو نفر اوّل كساني بودند كه حكميّت را رد كردند .
أشعث بن قيس عهدنامه را پيش قبيلهء « مراد » وبنى راسب ، وبنى تميم برد ومتن عهدنامه را بر آنها خواند ، همگى گفتند : حكمي جز حكم خدا نيست ، ما به اين عهدنامه رضايت نداريم وافراد را در بارهء دين خدا حكم قرار نمىدهيم .
أشعث بازگشت وجريان را به علي ( ع ) طورى خبر داد كه أمير المؤمنين ( ع ) مخالفت آنها را كوچك شمرد وتصوّر حضرت اين شد ، كه آنها تعدادى اندك هستند .
هنگامى كه جريان حكمين به مخالفان رسيد ، آن را رعايت نكردند ، جمعيّت از هر طرف فرياد برآوردند : جز حكم خدا حكمي نيست ، حكم از آن خداست اى على ، نه حق تو ، ما وقتي كه حكميّت را قبول كرديم ، اشتباه كرديم ، اينك به سوى خدا باز مىگرديم وتوبه مىكنيم ، تو نيز در پيشگاه خداوند توبه كن ، وگر نه از تو بيزارى مىجوييم .
امام ( ع ) پيشنهاد مخالفان را رد كرد وفرمود : واي بر شما اگر از عهد وپيمان خود برگرديم با فرموده حق تعالى كه دستور مىدهد
وَأَوْفُوا بِعَهْدِ اللَّهِ إِذا عاهَدْتُمْ
« 1 » : چه كنيم ؟ ، خوارج از سخن حضرت پند نگرفتند وآن را رد كردند ، حكميّت را گمراهى دانستند وآن را به باد تمسخر گرفتند . واز أمير المؤمنين ( ع ) بيزارى جستند . امام ( ع ) از آنها كناره گرفت . ابتدأ خوارج در محلّى بنام « حرور » اجتماع كردند وبدين دليل حضرت آنها را حروريّه ناميد ، در آن مكان امام ( ع ) با آنها گفت وگويى انجام داد ومناظرهاى كرد ، دو هزار نفر از عقيدهشان برگشتند .
باقيماندهء آنها به نهروان رفتند ودر آن روز فرماندهء آنها شخصي بود به نام
هامش
( 1 ) سوره نحل ( 16 ) آية ( 91 ) : هرگاه پيمان بستيد بدان وفا كنيد .