تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
امام ( ع ) در اين باره سوگند ياد كرده‌اند . وسوگند نشانهء ، درماندگى وبيچارگى كوفيان ، در برابر دعوت حضرت در امر به جهاد بوده است . ضعف قلبي كه در عبارت به كار رفته كناية از ترس ووحشت آنهاست . در كلام حضرت بيان اين حقيقت كه هر كس از خود ضعف نشان دهد دشمن را بر خود مسلّط ساخته به طور عام وحكم كلّى بيان شده ، به صورت خاص به مردم كوفه خطاب نفرموده‌اند ! . وتسلّط دشمن را به كوفيان نسبت نداده‌اند هر چند مقصود از بيان امام ( ع ) همان مردم كوفه بوده ، ولى مطلب را بطور عام توضيح داده‌اند ، كه در برگيرندهء مردم كوفه نيز هست ، بدين اميد كه آنها را براي جهاد وكارزار با دشمن برانگيزد . سپس به دنبال اين نكوهش ، به عنوان تهديد ونفرت مىفرمايند : « اگر تو مىخواهى همان درماندهء بيچاره باشى ، باش ! » خطاب حضرت ، به طور مطلق ، شامل تمام افرادى ، مىشود كه داراى صفت عجز وناتوانى باشند ، وضمنا نفرت امام را نسبت به كساني كه دشمن را بر خود مسلط مىكنند ، مىرساند . بنا بر روايتي ، خطاب حضرت از اين جمله كه : « هر طور مىخواهى باش » أشعث بن قيس بوده زيرا به هنگامى كه امام خطابه مىخواند ومردم را به دليل سهل‌انگارى وخوددارى از جهاد سرزنش مىكرد ، أشعث بن قيس خطاب به حضرت عرض كرد ، تو چرا مثل عثمان بن عفان عمل نمىكنى ؟ ، امام پاسخ فرمودند : كار پسر عفان انگيزه‌اى براي افراد بىدين وبىاعتماد بود هر كس دشمن را بر خود چيره سازد ، به دليل اين كه ناتوانى انديشه‌اش بر عقلش ، برترى داشته ، به دست خود استخوانش را خرد كرده وپوستش را از هم دريده است . حال تو اى أشعث بن قيس درمانده وبيچاره باش ! . ولى من به خدا سوگند . . . دشمن را چنان با شمشير خواهم زد كه كاسه سرش جدا شود .