تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
الأوجس : همواره در طول شب 8 - زدافرّ : جمع زافرة . زافرة الرّجل : يار ومددكار شخص قوم وخويشان فرد . 9 - سعر : جمع ساعر اسعار النّار : برافروختن آتش وشعله‌ور ساختن آن 10 - امتعاض : خشم وغضب . 11 - حمس الوغى شدّت يافتن جنگ وبالا گرفتن سر وصدا . 12 - عرقت اللحم اعرقه : هرگاه بر استخوان هيچ گوشتى باقي نماند . 13 - عشر فية : شمشيرهاى منسوب به مشارف كه محلى است معروف به ساختن شمشيرهاى خوب ، گفته‌اند دهى است از سرزمين عرب نزديك جائى بنام « ريف » 14 - فراش الهامّ : استخوانهاى ظريفى كه زير استخوانهاى محكم سر قرار دارد .

شرح عبارات

امام ( ع ) همواره سعى بر اين داشت كه ، پيروانش را براي جنگ با دشمنان بسيج كند ، ولى چون آنها ، در موارد زيادى از دعوت حضرت سر باز مىزدند وبا تمرّد وخوددارى از فرمانبردارى وأطاعت حتّى أو را مىرنجانيدند آنها را مورد خطاب ملامت‌آميز قرار داده ، با ايراد اين خطبه ، ناراحتى ، دلتنگى ونارضايتى خود را از رفتارشان اظهار داشته مىفرمايد : بس كه شما را ملامت كردم خسته شدم ! . اين نوع گفتار از ناراحتى شديد حكايت دارد . خطاب حضرت به كوفيان كه : آيا به جاى آخرت دنيا را گرفته‌ايد وخوارى را بجاى عزّت نشانده‌ايد ؟ پرسشى به گونهء انكار بر رفتار آنها ، كه موجب انگيزش بر جهاد گردد . چه اين كه پيكار در راه خدا ، مستلزم اجر اخروى وبزرگوارى مىگردد . ولى ترس از دشمن وكناره‌گيرى از نبرد ، هر چند در بيشتر موارد ، زمينه سلامتى وبقاء در دنيا را فرآهم مىآورد ، امّا به بهاى طمع بستن دشمن به پيروزى خود ، وخوار ساختن طرف مقابل تمام مىشود . بنا بر اين قيام نكردن براي دفع دشمن ، بمنزلهء اين است كه آخرت را بدنيا سودا كنى وخوارى را بجاى عزت بنشانى ، اين همان چيزى است كه خرد سالم نمىپذيرد . در عبارت حضرت كلمهء « عوضا وخلفا » بعنوان تميز منصوب بكار رفته‌اند .