تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
مسبب است ، بدين توضيح كه نيزه وستون فقرات سبب نيرومندى وقدرت است ، نسبت دادن استوارى وپايدارى به نيزه يا ستون فقرات مسلمانان به معنى نظام يافتن قدرتمندى وشكل‌گيرى حكومت آنها است قوله : واطمأنت صغاتهم با برانگيخته شدن رسول خدا صغات اعراب آرامش يافت امام ( ع ) لفظ صغات را از حال تزلزل آميز عرب در زمان جاهلي استعاره آورده است . جهت مشابهت اين است كه اعراب قبل از اسلام در زندگى ومعيشت خود آرامشى نداشتند . هر گروه ، گروهى ديگر را مورد تجاوز وستم قرار مىداد . همواره سرگرم چپاول وغارت يكديگر ودر حال كوچ بودند ، همچون كسى كه بر سنگ صاف ولغزنده‌اى به حال تزلزل ودلهره واضطراب بايستد . ولى با آمدن پيامبر آرامش يافتند ودر محلهاى خود استقرار يافتند . تمام اين امتيازها به بركت بعثت رسول خدا حضرت محمد ( ص ) نصيب اعراب شد . ( 7751 - 7742 )

قوله عليه السلام : أما واللّه ان كنت لفى ساقتها . . . ولا خفت :

« هان ، توجّه داشته باشيد ، بخدا سوگند ، من از جملهء پيشتازان در جنگ بودم » ؛ اين عبارت امام ( ع ) در بيان فضيلت وبرترى خود بر ديگران آمده ، واز پيشگامى كارزار با دشمنان بيان مىكند واين كه آن قدر ايستادگى كرده تا مشركان بكلّى شكست خورده وفرار كرده‌اند ودر اين رويارويى ناتوانى وترسى از خود نشان نداده است . ضمير « ها » در كلمهء « ساقتها » به پيشقراولان وجلوداران دشمنان اسلام كه بجنگ مىآمده‌اند باز مىگردد . هر چند به طور آشكار در عبارت از آنها يادى به ميان نيامده ، ولى از معناى جمله اين مفهوم به دست مىآيد . معناى روشن سخن اين كه ، در دفع مهاجمان ، با اين كه در آن زمان نيرومند وآغازگر جنگ بودند ، پيشگام بودم وايستادگى كردم ، تا مهاجمان بكلى منهدم وفرارى شدند واز جماعت مشرك فردى باقي نماند جز اين كه بر أو غلبه يافتم وپيروز شدم .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 158 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم