در درون خود چنان مخفى مىكند ، كه حق تشخيص داده نشود . مانند حيواني كه گوهر پرارزشى كه از خود آن حيوان بيشتر ارزش داشته ومفيدتر باشد ، فرو برد ، در اين جا ناگزير بايد شكم آن حيوان را براي در آوردن دانهء قيمتي شكافت وآن دانهء پر بها را در آورد .
( 7783 - 7772 )
فرمايش حضرت : ما لي ولقريش ؟ ،
به عنوان پرسشى انكارى كه چه چيز سبب اختلاف بين ما شده است مطرح گرديده . بدين معنى كه قريش به چه دليل فضيلت وبرترى آن حضرت را منكر شدهاند وبا اين عبارت راه را بر بهانه تراشيهاى آنها براي جنگ مىبندند . بدين توضيح كه قريش دليل براي به راه انداختن اين كارزار را ندارند . وبعد مىفرمايند : « من در آن زمان كه كافر بوديد با شما جنگيدم » اين سخن حضرت أولا اظهار حقّ ومنّتى است بر آنان كه وسيلهء اسلام وايمانشان را در آغاز فرآهم آورده وبدين وديانت راهنمايشان شده است ؛ ثانيا آنها را سرزنش مىكند كه مرام كفر داشتهاند ، وقتي كه امام ايمان داشته ودر راه دين مىكوشيده است تا با اين تذكّر ويادآورى ، به فضيلت وبرترى آن حضرت اقرار كرده ونعمتهاى خداوند را كه به وسيلهء آن جناب ، بدانها رسيده به خاطر آورند ، واز رويارويى باطلى كه عبارت از آشكارا انكار كردن مقام خلافت امام ( ع ) است شرم كنند . چه اين كه اگر آنها به انجام كارهاى زشت مبادرت ورزند وخود را سزاوار آن بدانند حضرت هم جلوگيرى از انجام كارهاى خلاف آنها را در حال حاضر وظيفة خود مىداند ، چنان كه در صدر اسلام اينان را از خلافكارى باز مىداشت وهدايتشان مىكرد . عبارت ديگر حضرت كه « با فريب خوردگان پيكار كردم » نيز براي تهديد دشمن آورده شده است .
به روايتي جملهء حضرت به صورت فعل مضارع آمده وعبارت چنين است : ولا قاتلنّهم مفتونين ، « حتما با فريب خوردگان پيكار خواهم كرد . » در اين صورت تهديد مسلّمى است ، كه پيكار با آنها به دليل آشوبگرى وگمراهى در