تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨
باسواد » تأثيرى در رابطهء لفظ « فقير » با معناى خود ندارد . چنين نيست كه رابطهء اين لفظ را با « فقير باسواد » قطع كند و رابطهء لفظ مذكور را مختصّ « فقير بىسواد » كند ! 2 ) نوع دوم انصراف : ناشى از كثرت استعمال است ، به نحوى كه موجب « انس ذهن » به فردى خاص يا حصّه‌اى خاص شود . در اين نوع انصراف ، رابطه بين لفظ و معنا ، تحت تأثير كثرت استعمال قرار مىگيرد و در نتيجهء انس ذهنى حاصل از كثرت استعمال ، ذهن به سوى حصّه ، يا فردى خاص از حصص يا افراد طبيعت كشيده مىشود به نحوى كه هرگاه لفظ شنيده شود آن حصّهء خاص يا فرد خاص به ذهن خطور مىكند و ساير افراد به ذهن نمىآيند ؛ نظير اينكه در نتيجهء كثرت استعمال لفظ « عالم » در خصوص « عالم دينى » خصوصيتى در اين لفظ به وجود آيد كه از لفظ « عالم » تنها « عالم دينى » به ذهن در آيد . اين‌گونه انصراف رابطهء دلالتى لفظ بر معنا را تحت تأثير قرار مىدهد و دائرهء آن را محدود به حدود مورد انصراف مىكند . چنين انصرافى مورد بحث است و مانع از انعقاد اطلاق در جريان مقدمات حكمت است ؛ 3 ) نوع سوم انصراف : انصرافى است كه ناشى از مناسبات حكم و موضوع است ؛ مثلًا : اگر شارع بگويد : « طَهِّرْ بِالمَاءِ » ، به رغم آنكه « ماء » در اينجا از نظر لفظى ، مقيد به خصوص « ماء طاهر » نيست ؛ لكن در نتيجهء مناسبات حكم و موضوع و اينكه آن « ماء » ى كه دستور داده مىشود تطهير با آن صورت گيرد با « ماء » ى تناسب عرفى و عقلايى دارد كه خود طاهر باشد . لهذا كلمهء « ماء » در اين جمله ، به خصوص « ماء طاهر » انصراف خواهد داشت . اين نوع را استاد شهيد ، موجب الغاى اطلاق و دلالت برتقييد مىدانند « 1 » . آنچه استاد شهيد در موضوع انصراف بيان كرده‌اند - به استثناى آنچه در نقد ذيل بيان خواهيم كرد - مورد قبول و تأييد است . * نقد ديدگاه استاد شهيد در مسأله انصراف : نقدى كه بر استاد شهيد صدر ( قدس سره ) در مسألهء انصراف داريم در دو مطلب خلاصه مىشود : 1 ) اينكه فرمودند انصراف ناشى از كثرت استعمال اگر موجب انس ذهنى لفظ با حصه يا فرد خاص شد ، موجب عدم دلالت بر اطلاق مىشود ، سخن به‌جا و صائبى است ؛ لكن با مبنايى كه ما در تبيين حقيقت وضع اختيار كرديم - كه عبارت بود از اعتبار « حكايت لفظ از معنا » به تفصيلى كه در محل خود بيان شد - سازگار است و با مبناى ايشان در تفسير و تبيين حقيقت وضع - كه مبتنى بر نظريهء « قرن اكيد » است - سازگار نيست ؛ زيرا كثرت استعمال ، اگر موجب انس ذهنى شد ، قرن اكيد به وجود آمده و در نتيجه لفظ با معناى جديد ارتباط وضعى پيدا
هامش
( 1 ) . بحوث فى علم الأصول 431 : 3 - 432 . .
اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 478 | الشيخ محسن الأراكي