تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥

بخش‌اوّل : مفهوم « استعمال » و انواع آن

به اعتقاد ما ، هرگونه ايجاد لفظ موضوع براى معنا ، خواه به سبب ارادى يا به سبب غير ارادى نوعى استعمال است . بنابراين ، استعمال عبارت است از : « ايجاد لفظ دالّ بر معنا ؛ به سبب ارادى يا غير ارادى » . با تعريفى كه از استعمال شد ، استعمال به چهار نوع تقسيم مىشود : * نوع‌اوّل : استعمال غير ارادى كه مقصود از آن : ايجاد لفظ است توسّط لافظى غير مريد ؛ نظير صدور لفظ از جماد يا حيوان غير عاقل همچون طوطى . از اين نوع استعمال ، تنها « دلالت تصورى » متولّد مىشود كه به‌معناى انتقال ذهن شنونده از تصوّر لفظ به تصوّر معناست . * نوع‌دوّم : استعمال ارادى لفظ دال بر معناست براى دلالت بر معنا . فرقى كه اين نوع استعمال با استعمال نخست دارد اين است كه در اينجا ارادهء ايجاد لفظ وجود دارد و نيز ارادهء معنا . لكن ، ممكن است ارادهء تفهيم به ديگرى و قصد خطاب وجود نداشته باشد ؛ نظير كسى كه اشعارى را با خود زمزمه مىكند ، يا براى از بر كردن مطلبى ، آن را براى خود تكرار مىكند . از اين نوع ارادهء لفظ به « ارادهء استعماليه » تعبير مىشود ؛ زيرا ارادهء متكلّم در اين نوع كاربرى به استعمال لفظ در معنا تعلّق ميگيرد ؛ اگر چه مخاطبى نداشته باشد . * نوع‌سوّم : استعمال لفظ به‌معناى دوّم به‌ضميمهء ارادهء خطاب و تفهيم به ديگرى ( مخاطب ) . آنجا كه متكلّم ، لفظ دال بر معنايى را با ارداهء استعمالى به‌كار مىگيرد و كسى را مخاطب قرار داده و به قصد تفهيم او كلام را بر زبان خويش جارى مىكند دو نوع اراده وجود دارد : 1 ) ارادهء استعمال لفظ در معنا ؛
اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 275 | الشيخ محسن الأراكي