قواعد عامه دلالت لفظى :
( 2 )
ركندوّم دلالت وضعى لفظى : « استعمال »
مباحثى را كه به پايان رسانديم ، مباحث مربوط به قواعد ناشى از ركن نخستين دلالت وضعىلفظى - كه « وضع » است - بود . اكنون نوبت بحث دربارهء قواعد ناشى از ركن دوّم دلالت لفظىوضعى است كه « استعمال » است .
در آغاز بحث دربارهء « وضع » گفتيم : كارى كه وضع مىكند ؛ ايجاد قوّهء قريبه به فعل دلالت در لفظ است - يا : تهيؤ لفظ براى دلالت بر معنا - كه اين قوّه ، بهوسيلهء « استعمال » به فعليت ميرسد . اكنون بايد ببينيم « استعمال » چگونه و تحت چه شرايطى و در قالب چه ضوابط و قوانينى دلالت لفظ را بر معنا به فعليت مىرساند ؟
پيش از پرداختن به قواعد عامهء دلالت ناشى از استعمال لازم است ابتدا به تبيين خود استعمال - كه ركن دوم دلالت است - و خصوصيات و احكام آن بپردازيم و سپس قواعد عامهء دلالت لفظى ناشى از استعمال را مورد بحث قرار دهيم .
تفسير و تبيين استعمال و احكام آن
مطالب مربوط به تفسير و تبيين استعمال و احكام آن را در سه بخش بررسى ميكنيم :