1 ) مقصود از احكام حقيقى : احكام و اوصافى هستند كه وجود آنها به اعتبار معتبِر بستگى ندارد ؛ لذا ، عارض بر موضوعات مىشوند اگرچه انسانى يا جاعل معتبِر ديگرى ، در كار نباشد ؛
2 ) به خلاف احكام اعتبارى : كه وجود آنها ، به اعتبار معتبِر ، بستگى دارد و بدون فرض جاعل و معتبِر ، وجود نخواهند داشت .
1 . احكامحقيقى بر دو قسم اصلىاند : خارجى و ذهنى .
* احكام خارجى : يعنى ، آن احكامى كه موضوعات ، در عالم خارج به آنها متّصف مىشوند ؛
* به خلاف احكام ذهنى : كه اتّصاف موضوعات به آنها ، در ذهن است .
احكامى كه در علممنطق بر موضوعات بار مىشود ، غالباً احكامذهنى است ؛ زيرا موضوع منطق ، معرّف و حجّت است و هر دو از مقولهء تفكرند ؛ كه در ذهن جريان دارد و در منطق از ضوابط و قوانين آنها بحث مىشود . بنابراين ، محمولات منطق محمولات ذهنىاند .
احكامخارجى نيز بر دو دستهاند ؛ زيرا احكام و اوصاف خارجى : يا ذاتىاند يا عرضى ، محمولات فلسفهء اولى و الهيات بالمعنىالأخص ، معمولًا از احكام ذاتىاند .
* احكام عرضى : نيز بر دو قسم كلّىاند : يا كيفى يا كمّى ، كيف نيز يا كيفارادى است و يا كيف غيرارادى . محمولات در علومطبيعى ، كيفغيرارادىاند و در علومانسانى ، نظير : جامعهشناسى و روانشناسى ، كيفارادىاند . و محمولات در رياضيات ، از مقولهء كم مىباشند .
2 . احكام اعتبارى نيز بر دو قسماند : تكليفى و وضعى .
احكامفقهى غالباً از مقولهء احكامتكليفىاند ؛ اگرچه تعدادى از احكاموضعى نيز در فقه مورد بحث قرار مىگيرد ؛ لكن محمول در علماصول قواعد إثباتالدليل يا دلالةالدليل است كه حكم وضعى است ؛ اگرچه منتزع از حكمتكليفى جواز عمل و ترتيب اثر يا عدم جواز عمل و عدم جواز ترتيب اثر باشد .
بنا برآنچه گفته شد : اقسام علوم به لحاظ محمولات ، از قرار ذيل است :
1 ) محمولات حقيقى ذهنى : علممنطق ، محمولاتش از اين دست است ؛
2 ) محمولات حقيقى خارجى ذاتى : فلسفهء اولى و الهيات اخصّ ، محمولاتشان از اين دست است ؛
3 ) محمولات حقيقى خارجى عرضى كمّى : رياضيات ، از اين دست است ؛
4 ) محمولات حقيقى خارجى كيفى غير ارادى : طبيعيات ، نظير طب و شيمى و فيزيك ، از اين دست مىباشند ؛
5 ) محمولات حقيقى خارجى كيفى ارادى يا داراى منشأ ارادى ( كه در مجموع : ارادى فرض مىشوند ) : علومى نظير : روانشناسى و جامعهشناسى ، از اين قبيلاند ؛
اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 26
مساهمون: الشيخ محسن الأراكي
ص٢٦