و في موضع آخر :
« إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ »
« 1 »
،
و في موضع آخر :
« أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظامَهُ »
« 2 » ، و في موضع آخر :
« وَ كانَ الْإِنْسانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا »
« 3 »
،
إِلى غير ذلك المواضع .
نزد پروردگار
پس اگر كسى را جز اين كه انسان باشد اسمى باشد و حقيقتى ديگر بازديد نشود ، مذموم و به محل نفرين باشد . و هر كس كه چنين باشد محلّ او دوزخ باشد و از بهشت و جوار اللَّه محروم و ممنوع . پس دانيم كه اهل بهشت آنانند كه در طىّ بشريّت ، ايشان را حقيقتى ديگر منعقد مىشود كه سزاوار جوار اللَّه و لايق به عنديّت ، « 4 » كه در آيه كريمهء
« فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ »
« 5 » مذكور شده مىگردند .
چه عنديّت « 6 » امرى است مقابل و منافى بشريت چنانچه از آيهء كريمهء
« لَوْ أَرَدْنا أَنْ نَتَّخِذَ لَهْواً لَاتَّخَذْناهُ مِنْ لَدُنَّا »
« 7 » مستفاد مىشود . أيلو أَرَدنا صاحبةً لاتخذناه مِنْ لَدنا ، لا مِن عِندِكُم أيّها الناس . يُريدُ بذلك الرّد على مَن زعم أَنَّ مريم صاحبته ، اللَّه تعالى عمّا يقول الظّالمون » . « 8 » و از آيه كريمهء
« ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ »
« 9 » الآية ،
هامش
( 1 ) . كه آدمى ستمكار و كافر نعمت است . سورهء ابراهيم ، آيهء 34 .
( 2 ) . آيا آدمى مىپندارد كه ما استخوان هايش را گرد نخواهيم آورد ؟ سورهء قيامه ، آيهء 3 .
( 3 ) . ولى آدمى بيش از همه به جدل برمىخيزد . سورهء كهف ، آيهء 54 .
( 4 ) . سزاوار نزد او بودن .
( 5 ) . در جايگاهى پسنديده ، نزد فرمانروايى توانا . سورهء قمر ، آيهء 55 .
( 6 ) . م 4278 : مذكور شده چه عنديت
( 7 ) . اگر خواستار بازيچهاى مىبوديم خود آن را مىآفريديم ، اگر خواسته بوديم . سورهء انبياء ، آيهء 17 .
( 8 ) . اگر ما يار و مصاحب مىخواستيم حتماً يار و مصاحب از نزد خود بر مىگزيديم نه از نزد شما مردم . مقصود از اين كلام آن است كه پندار گروهى كه مريم را يار و مصاحب خداى تعالى گمان بردهاند مردود است ، منزه است خدا از آنچه ستمكاران گويند .
( 9 ) . هيچ بشرى را نرسد كه خدا جز به وحى يا از آن سوى پرده با او سخن گويد . سورهء شورى ، آيهء 51 .