مكتوب
26
بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم
مِن عبداللَّه قطب بن محيي إِلى ولييّ في اللَّه الأمير نظام الملّة و الدّين محمّد أيّده اللَّه بالعزّ السّرمد .
انسان الهى و انسان طبيعى
امّا بعد ؛ انسان دواند : انسان الهى و انسان طبيعى . انسان الهى زندگى براى آن خواهد كه مشاهده آيات حق كند در خَلق ، و شأن از براى آن خواهد كه انفاذ احكام حق كند در خلق ، و مال براى آن خواهد كه انجاز وعدهء رزق حق كند در خلق . انسان الهى خليفه خداى باشد عزّوجلّ در ارض و قايم به اظهار امر او و خادم شرع او .
و انسان طبيعى زندگانى براى آن خواهد كه خورد و خواب كند ، و شأن براى آن خواهد كه دِرَود و خراب كند ، و مال براى آن خواهد كه خرج نان و آب و كند . شأن انسان الهى مباين شأن انسان طبيعى است .
« هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ » .
« 1 »
ويژگىهاىانسان الهى
وليّم - ايّدهاللَّه - در آن كوشد كه بر آن باشد كه انسان الهى باشد و سالك مسالك آن . كه انسان الهى چون خليفه خدا عزّوجلّ است « 2 » چنانچه مُلك خداى عزّوجلّ منقطع نشود ، خلافت او منقطع نشود و در دنيا و آخرت شأن و مكان او در ارتفاع باشد . امّا انسان طبيعى اگر در
هامش
( 1 ) . آيا آنهايى كه مىدانند با آنهايى كه نمىدانند برابرند ؟ تنها خردمندان پند مىپذيرند . سورهء زمر ، آيهء 9 .
( 2 ) . در حاشيهء ف : خدا است عزّوجلّ