ملك در سجده آدم زمين بوس تو نيت كرد * كه در حسن تو چيزى ديد بيش از طور انسانى
تولّدى ديگر
و آن حقيقت در طىّ بشريّت چنان ترتيب يابد كه جوجه در بيضه ، تا آن زمان كه وقت ولادتش رسد و جوجه صفت از بيضهء بشريّت بيرون آيد و به سوى سماء حقيقت پرواز كند ، و اين را ولادت ثانيه گويند .
چنانچه عيسى عليه السلام فرمود :
« لَنْ يَلِجَ مَلَكُوت السَّمواتِ مَنْ لَمْ يُولد مَرَّتينِ » . « 1 »
و باب آسمان جز بر چنين كس نگشايند ، كه سماوى شدهاند .
امّا آنان كه در پايهء بشريّت ماندهاند و از كثافت ارضيّت خلاص نشده كه
« وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ »
« 2 » جاى ايشان در سجّين و اسفل سافلين است و صعود به سما ايشان را ميسّر نيست .
« لا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوابُ السَّماءِ وَ لا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ » .
« 3 »
ايمان و ذكر
اى برادر ! مادهء انعقاد آن ، حقيقت ايمان است و غذاى او ذكر خداى عزّوجلّ . ذكر خداى بسيار كن و بكوش تا مُرغت را بال و پر برويد و به شجرهء جنّت بر آيى كه « نَسَمَةُ المؤمنِ طائرٌ تَعَلَّقَ في الجَنَّهِ » « 4 » چه بى بال و پر آن جا نتوان پرواز كرد . هر كس كه بى پر و بال است در غصّه و و بال است و او را از مضيق ارض به سعت سماوات خروج محال است .
بكوش و مياساى كه زود است كه نيكوكاران از خود شاكر باشند و بدكرداران از خود ناخشنود ، امّا چه سود از اين سخن .
چون توانستم ندانستم چه سود * چون بدانستم توانستم نبود
اگر كسى پرسد كه انسان اسمى است نوعى ، پس انسانيّت مر آنچه
هامش
( 1 ) . هرگز به ملكوت آسمان راه نيابد كسى كه دو بار تولد نيافته باشد .
( 2 ) . ولى او در زمين بماند و از پى هواى خويش رفت . سورهء اعراف ، آيهء 176 .
( 3 ) . درهاى آسمان را برايشان نمىگشايند و در بهشت درنمىآيند . سورهء اعراف ، آيهء 40 .
( 4 ) . روح مومن پرندهاى است كه بر درخت بهشت آويزان است . مسند احمد ، ح 15218 .