تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهاء الدين محمد العاملي ( فارسى ) — صفحة 10

مساهمون:

ص١٠
شد همه بر باد ايام شباب * بهر دين يك ذره ننمودى شتاب
عمرت از پنجه گذشت و يك سجود * كت به كار آيد نكردى اى جهود ! « 1 »
حاليا اى عندليب كهنه سال * ساز كن افغان و يك چندى بنال
چون نكردى ناله در فصل بهار * در خزان بارى قضا كن زينهار
تا كه دانستى زيانت را ز سود * توبه‌ات نسيه ، گناهت نقد بود
غرق درياى گناهى تا بكى * وز معاصى رو سياهى تا بكى
جد تو آدم بهشتش جاى بود * قدسيان كردند پيش او سجود
يك گنه چون كرد گفتندش تمام * مذنبى ، مذنب ، برو بيرون خرام
تو طمع دارى كه با چندين گناه * داخل جنت شوى اى رو سياه !

فصل فى تأويل قول النبى صلى الله عليه و آله و سلم : حب الوطن من الايمان

ايها المأثور فى قيد الذنوب * ايها المحروم من سر الغيوب
لا تقم فى اسر « 2 » لذات الجسد * انها فى جيد حبل من مسد
قم توجه شطر اقليم النعيم * و اذكر الاوطان و العهد القديم
گنج علم ما ظهر مع ما بطن * گفت : از ايمان بود حب الوطن
اين وطن مصر و عراق و شام نيست * اين وطن شهريست كانرا نام نيست
زانكه از دنياست اين اوطان تمام * مدح دنيا كى كند خير الانام
حب دنيا هست رأس هر خطا * از خطا كى مىشود ايمان عطا
اى خوش آنكو يابد از توفيق بهر * كاورد رو سوى آن بىنام شهر
تو درين اوطان غريبى اى پسر * خو بغربت كرده‌يى خاكت بسر !
هامش
( 1 ) - نخ : اى يهود ( 2 ) - نخ : اثر