الف - جهان شناسى عقلى ، كه بررسى عالم خارج است ، و در اين مبحث از مسألهى ماده و مسألهى حيات و نظرات مربوط بايند و گفتگو مىشود .
ب - روان شناسى عقلى ، كه بررسى مسأله روح يا نفس ناطقه است ، و در اين مبحث از مسأله روح و همچنين از فلسفهى ماترياليسم و ايده آليسم گفتگو مىشود .
ج - خداشناسى عقلى كه گفتگو در بارهى مسألهى خدا است .
دوم - فلسفهى روان شناسى -
روانشناسى از چگونگى و خواص روان گفتگو مىكند و موضوع آن مطالعهى حيات باطنى است .
فلسفهى روانشناسى شامل مباحث زير است :
1 - ادراك ، كه در اين مبحث از حس و ادراك حسى و حافظه و تصور و خيال و انديشه و تصديق و استدلال بحث مىشود .
2 - انفعال ، كه در اين مبحث از ميل و شوق و شهوت و بيم و مهر و كين و بطور كلى آنچه كه لذت و يا الم از آن حاصل شود گفتگو مىشود .
3 - اراده يا افعال ، كه در اين مبحث از تمام حالات و امور نفسانى كه سبب جنبشى باشد و اثر خارجى از آن حاصل شود گفتگو مىشود .
سوم - فلسفه تربيتى -
فلسفهى تربيتى دربارهى شناسائى روحيات و اصطلاحات جامعهى بشرى و علل اخلاقى و كيفيت تربيت و نمو اخلاق و عادات و اعمال و رفتارى كه موجب پيشرفت و نمو اخلاق و عادات يكفردى شده بسبب آن اعمال ، درجه شخصيت و احترام او برترى جويد و بطور خلاصه قواعدى كه در اصلاح تربيت و اخلاق جامعه و افراد آن مؤثر است ، بحث مىكند .
بايد دانست كه فلسفهى روانشناسى با فلسفهى تربيتى ارتباط كامل و نزديك دارند و هر دو متساوياً مورد احتياج معلم تربيت مىباشد و ميتوان آنها را در دسته بندى فلسفه در يك طبقه قرار داد .
تربيت بر دو قسم است :
1 - تربيت اجتماعى ، كه درباره