وعدهى پاداش و كيفر ميدهد .
بنابراين انسان آزاد و مختار است .
مولوى گويد :
اينكه گوئى اين كنم يا آن كنم * خود دليل اختيار است اى صنم
بايد دانست كه علوم جديد نظريه پيروان جبر را ثابت و عقيدهى طرفداران اختيار را رد مىكند زيرا طبق اصل عليت ثابت شده است كه هر حادثهيى كه اتفاق مىافتد معلول يكرشته علتهاست .
ليكن طبق نظريه بعضى از فلاسفهى روحى با اينكه خداوند علت اصلى است و داراى ارادهى مطلق مىباشد ليكن خود او خواسته است كه قوانين طبيعى و اخلاقى يعنى اصول عدالت در جهان حكمفرما باشد و از اين نظر بر خلاف قوانينى كه خود مقرر داشته اقدام نخواهد نمود .
بنابراين اگر پيرو ايندسته از فلاسفه باشيم خواهيم توانست تا اندازهء طرفدار موضوع اختيار باشيم .
شيعيان باستناد حديثى از پيشوايان خود ، معتقدند كه نه جبر كلى در جهان است و نه اختيار ، همهى امور جهان به انسان واگذار شده است بلكه بشر در اجراى امورى كلى مجبور و نيز در مورد اجراى امورى جزئى مختار است و از اين نظر است كه در برابر اعمال خود كه مختار در اجراء و عدم اجراء آن بوده است پاداش و يا كيفر خواهد يافت بنابراين بعقيده آنان لا جبر و لا تفويض بل امر بين الامرين .
* * *
فقر -
در اصطلاح فقير كسى را گويند كه صاحب مالى نباشد و يا اگر مالى داشته باشد تكافوى احتياجات او را نكند .
ولى در طريقت تصوف فقير آنكس را گويند كه بمال و مقتضيات دنيوى رغبت نداشته باشد و اگر هم مالى بدست آرد آن را حفظ ننمايد ، البته نه از روى غفلت و نادانى ، بلكه به علت عدم رغبتى كه لازمهى سلوك راه حقيقت مىباشد ، تا غير حق تعالى حجاب او نگردد ، و اين نوع فقر شعبهيى از زهد بشمار ميرود .
* * *
فلك -
طبق نظر حكماء فلك جسمى است كروى كه بوسيلهى دو سطح متوازى كه داراى يك مركز مىباشد احاطه شده است .
افلاكى كلى نه فلك است كه با تمام افلاك