اينك دربارهى هر يك از اين شعب شرحى بيان ميداريم
اول - فلسفهى متافيزيك
متافيزيك علم بوجود است از حيث آنكه وجود است ، علم بمبادى و علل اولى است ، دانائى امر مطلق است ، تلاشى است براى حل موضوعاتى كه در خارج از حدود تجربه مطرح مىشود .
فلسفهى متافيزيك شامل مباحث زير است :
1 - گفتگو دربارهى ارزش و حدود معرفت يا بحث نقادى « 1 » كه شامل مذاهب و مطالب زير است :
الف - مذهب جزمى « 2 » كه مى گويد انسان ميتواند هم عوارض محسوس و يا نفسانى را بشناسد و هم بر ذوات معرفت حاصل نمايد .
ب - مذهب نقادى « 3 » كه ميگويد انسان فقط قادر است عوارض و نمودها را بشناسد و مسائل متافيزيك را تنها با ملاحظات اخلاقى ميتوان حل نمود . « 4 »
ج - مذهب اصالت عمل « 5 » كه مى گويد حقيقت مفيد بودن در عمل است ، و يك انديشه هنگامى حقيقت دارد كه در عمل خود را مقيد نشان دهد .
د - مذهب تحققى « 6 » كه ميگويد شناسائى امر مطلق غير ممكن است زيرا كه امر مطلق از دسترس ذهن انسان فرار مىكند و بايستى از مسائل ماوراء طبيعت همچون يك امر حل نشدنى دورى كرد و تنها عوارض نسبى مىتوانند موضوع علم قرار گيرند .
ه - مذهب شهودى « 7 » كه مى گويد فقط بوسيلهى اشراق ميتوان مسائل ماوراء طبيعت را حل كرد .
و - مذهب شكاكى « 8 » كه ميگويد انسان به هيچ حقيقتى دسترسى ندارد .
ز - بحث دربارهى ارزش و حدود علم و موضوع حقيقت و خطا
2 - تحقيق در مورد شود يعنى علم وجود « 9 » كه شامل مباحث زير
هامش
( 1 ) -euqitirC( 2 ) -emsitamgoD( 3 ) -emsicitrC( 4 ) - اين مذهب راemsivitaleRيا مذهب نسبى هم ميگويند .
( 5 ) -emsitamgarP( 6 ) -emsivitisoP( 7 ) -emtinoitiutnI( 8 ) -emricitpecS( 9 ) -eigalatnO