* * *
فناء
فناء و بقاء هفتمين مرحله از سفر سالك بسوى حق تعالى است .
درين مرحله سالك به جائى ميرسد كه شخصيت و تعينات موجودات در نظر حقانى او هيچ مينمايد و با قلب ملكوتى خود موجودات را از جهت ارتباط و اتصالى كه بمبدأ دارند مشاهده مىكند و باطن و حقيقت آنها را مينگرد ، زيرا در هر موجودى دو جهت ملاحظه ميگردد ، يكى جهتى كه بواسطهى آن از باقى موجودات امتياز مييابد ، و ديگرى جهت ارتباط و اتصال او بمبدأ كه عبارت از حقيقت وجود اوست و به اين جهت باتمام موجودات مشترك است .
جهت اول را با چشم سر ميتوان ديد و جهت دوم را تنها با ديدهى دل ميتوان مشاهده كرد ، و سالك هنگاميكه به اين مرحله ميرسد ديدهى قلب ملكوتى او قادر است موجودات را از جهت ربط و نسبتى كه با حق دارند و به آن جهت آيات و نشانهى حق تعالى مىباشد بنگرد ، و بصنع صانع و بفعل فاعل را ببيند و در آنوقت بوجود موجودات وحدت وجود حق را مىبيند و بصفات و كمال و جمال حق را مشاهده مىكند تا ميرسد به بجائى كه چنان در بحر عظمت و جلال الهى غرق مىگردد كه هر چه هست در حق فانى مىبيند و بجز يك حقيقت وحدانى چيزى مشاهده نميكند .
سالك درين مقام از كليه شهوات و غرورها و خود پرستيها تهى ميگردد و خويشتن را گم مىكند و جزو عالم وحدت مىگردد .
و « مانند سازى كه با سازهاى ديگر همآهنك شود و نغمهى زيباى جمع را بوجود آورد و خود تنهائى از ميان رود او نيز جزو منظومهى آفرينش ميگردد تا به حق و اصل شود و در واقع ازين فناء ببقاء ميرسد » .
* * *
معتزله -
معتزله جماعتى از مسلمانان بودند كه به اختيار اعتقاد داشتند و رهبر اينان شخصى بود بنام و اصل بن عطا .
* * *
مقولات عشر -
مقولات عشر يا مقولات دهگانه كه مقولات وجود نيز گفته مىشود در فلسفهى ارسطو مورد بحث قرار گرفته است .
بعقيدهى ارسطو وجود يا واحب است يعنى عدم در آن راه ندارد ، و يا ممكن