قالَ سَلامٌ عَلَيْكَ سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّي إِنَّهُ كانَ بِي حَفِيًّا ، وَ أَعْتَزِلُكُمْ وَ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ أَدْعُوا رَبِّي عَسى أَلَّا أَكُونَ بِدُعاءِ رَبِّي شَقِيًّا
. « 1 » « گفت درود وداع بر تو ! به زودى آمرزش ميخواهم براى تو از پروردگارم ، همانا او به من مهربان است ، و كناره ميكنم از شما و آنچه ميخوانيد جز خدا ، و ميخوانم پروردگار خود را شايد نبوده باشم به خواندن پروردگارم بدبخت »
هر چند كه انكار و عناد آزر ابراهيم را از هدايت او نوميد ساخت ، ليكن وى از اين پيش آمد خود را نباخت و از ادامهى دعوت به حق باز نايستاد بلكه ارادهى آهنينش در زير ضربات پتك عناد بسى محكمتر گرديد .
يكى از امتيازات بزرگ ابراهيم ، برهان قوى وى بود كه خصم را دست مىبست .
وى از بت پرستان پرسيد كه چه چيز را مىپرستيد و معبود شما چيست ؟
گفتند كه ما بتها را عبادت ميكنيم و پيوسته در آستانشان دعا مينمائيم .
ابراهيم گفت كه آيا اين موجودات بيجان كه ساختهى دست شما هستند ، چگونه ستايش و نيايش شما را درك ميكنند و حاجات شما را برآورد مى - سازند در صورتى كه وجود خود آنها بدست شما تراشيده شده و متشكل گرديده است .
قوم از راه تقليد و پيروى كوركورانه از پدرانشان ميگفتند كه ما از اين نظر بتها را پرستش ميكنيم كه پدرانمان را در مقام پرستش آنها مشاهده مينمائيم .
ابراهيم گفت كه مسلم است كه پدران شما هم در غفلت و گمراهى آشكارى بودهاند .
قالُوا وَجَدْنا آباءَنا لَها عابِدِينَ ، قالَ لَقَدْ كُنْتُمْ أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ
، « 2 » « گفتند يافتيم پدرانمانرا پرستندگان آنها ، گفت : بتحقيق باشيد شما و پدرانتان در گمراهى آشكار ! . »
پس چون ابراهيم ديد كه دلهاى ايشان محجوبست و گوشهاى آنان نمى - شنود و ديدگانشان حقايق مسلم را نميبيند
هامش
( 1 ) - سورهى مريم ، آيات 48 و 49 .
( 2 ) - سورهى انبياء ، آيات 54 و 55