تا چگونه مردگانرا پس از نابودى بدن ، زنده و برانگيخته ميسازد :
خداى تعالى فرمود :
مگر بعثت را باور ندارى ؟ ! .
ابراهيم گفت :
آرى ! ليكن دل من خواهان شهود است تا يقين حاصل كند .
وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى ، قالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ ؟ قالَ بَلى وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي ، قالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلى كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاً ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْياً وَ اعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ
. « 1 » « و چون گفت ابراهيم : اى پروردگار من ! بنماى مرا كه چگونه زنده مينمائى مردگانرا ؟ .
گفت : آيا باور ندارى ؟ ! .
گفت . آرى ! ليكن از براى آنكه دلم بيارامد .
گفت : پس بگير چهار پرنده را و پاره پاره كن آنها ار سپس هر قسمت آنها را بر سر كوهى قرار ده ، پس بخوانشان كه ميآيند بسوى تو با شتاب و بدان كه خدا غالب درست كردار است . »
چون ابراهيم فرمان خدا را اجرا كرد اجزاء پاره شدهى پرندگان بهم منضم گرديد و هر يك از اندامها بجاى خود قرار گرفت و بقدرت الهى جان در آنها دميده شد و بسوى ابراهيم پرواز كردند .
ابراهيم پس از مشاهدهى آن قدرت قاهره كه آسمان و زمين را در چنبر تسخير دارد ، در ايمان و ارادت خود صد چندان راسخ گشت و قدم در راه اصلاح خلق نهاد .
براى هدايت بسوى خداى بزرگ و راه توحيد ، در مرحلهى نخستين كسى را سزاوارتر از آزر جد مادرى خود كه بمنزلهى پدر او بود نيافت .
آزر از بتپرستان و بتتراشان و فروشندگان بتها بود بنابراين هدايت او براى ابراهيم مسألهى مهمى بشمار ميآمد زيرا به راه آوردن وى بمنزلهى
هامش
( 1 ) - سورهى بقره ، آيه 262 .