رسول خدا را از اين معنى خبر داد و فرمود :
اكرم الضيف و لو كان كافرآ .
پس اى موش حكايت ديگر بشنو :
حكايت
آوردهاند كه در زمان حضرت رسول عليه الصلاة و السلام ، يكشب پس از نماز خفتن ، چهار كس از غير ملت بر در مسجد آمدند و گفتند كه ما بندهييم از بندگان خدا ، آيا كسى باشد كه ما را امشب جاى داده و چيزى بدهد تا ساكن شده و بمانيم ؟ .
حضرت فرمودند كه اى مردمان ايشان را دريابيد .
پس بعضى از مردمان حاضرين سه نفر از آنها را بخانههاى خود بردند و يك نفر را حضرت رسول عليه الصلاة و السلام برداشته به خانه برد و در اطاقى كه مردم صحبت ميداشتند بنشانيد و از براى آن مرد كاسهى آشى بردند و خدمه آن حضرت كه كاسه را برده بودند در خانه را بسته بودند و آن مرد چون گرسنه بود آش بسيارى خورده و خوابيده بود ، نيمهى شب بول و سنگينى معده بر او غالب شده از خواب بيدار گشته هر چند جهد و سعى كرد راهى نيافت و ضبط خود را هم نتوانست و آن فرشهاى اطاق را بغايت ملوث كرد و چون صبح شد از خجالت بگريخت .
پس از آن جماعتى به خدمت آن حضرت آمدند و چون حضرت بر سجادهى نماز تشريف داشتند آنان به آن خانه آمدند كه شب آن مرد مهمان در آن بود ، ديدند كه فرشهاى آنخانه ملوث به نجاست است لهذا زبان بلوم و كنايه گشادند و ميگفتند كه اين چه قسم مهمان بوده كه حضرت به خانه آورده و چنين خرابى كرده ؟