تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهاء الدين محمد العاملي ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
و خاطر نشان كنند و هرگاه معلم خواهد دائره دنباله ج ، ح ، ع ، غ را بنويسد ، اينها را به آنان ياد و تعليم ميدهد تا آنكه آنانرا به آنها دانا ميگرداند . گربه گفت : از كشف و كرامات صوفيه بيان كن ! . موش گفت : كرامات ايشان بسيار است ، نهايت شمه‌يى را بيان خواهم كرد ، و آن اينست : از كرامات مشايخ خراسان است ، در حالتى كه فوت ميشوند ، بعد از چند وقت درخت پسته از مزار ايشان ميرويد و مشايخ عراق در چله ، گل سرخ بمريدان در زمستان نشان ميدادند ، و در شب بجاى روغن ، آب در چراغ ميكردند و احيانا پرواز كرده ميپريدند و بعضى هم از درخت خشك ميوه چيده‌اند . و همچنين مشايخ تركستان هر چه را آرزو كرده و خواسته‌اند ، ممكن شده است . و اما كشف و كرامات مشايخ ماوراء النهر هم بسيار است و در ميان عرب كشف و كرامات نيست و هر يك از ايشان زحمت عبادت و سلوك و چله داشتن و اوراد و ذكر خفى همه را بجاى آوردند تا به حدى كه وجود ايشان از ميان برخاسته و رو بعالم روحانى نمايند . شعر
عشق آمد و شد بجانم اندر تك و پوست * تا كرد مرا تهى و پر كرد ز دوست
اجزاى وجودم همگى پوست گرفت * فانى ز من و بر من و باقى همه دوست