ششم صادقان ، هفتم عاشقان .
اين هفت مراتب كه تو شنيدى ، همين مرتبهى اول با عالم است و باقى شش مراتب بفيض انوار الهى و تاييداتش با صوفيان است : ملا بابا جان چه خوش رباعى گفته است :
از شبنم عشق خاك عالم گل شد * صد فتنه و شور در جهان حاصل شد
چون عشق و خرد متفقا فال زدند * يكقطره از آن چكيده ، آن هم دل شد
پس معلوم شد كه رتبهى عشق با صوفيان است و رتبهى عقل با عالمان ، و هر جا كه عقل بساط چيده ، عشق بىتكلف آن را پامال نموده و بر هم زده .
شعر
عاقل بكنار آب تا پل ميجست * ديوانهى پا برهنه از آب گذشت
عشق ، فراز و نشيب و گرم و سرد ندارد و دور و نزديك نميداند و اندك و بسيار و نفع و ضرر نشناسد .
اى گربه ! حد و صفات ايشان زياده از اين است كه كسى بيان تواند نمود ، چاره جز آن نيست كه دست طلب در دامن استاد ايشان زند و متابعت كند تا آنكه رتبهى وحدت وصال او را نصيب گردد ، و الا در عمر خود كه در مدرسه بحث و تكرار از ضرب ، يضرب ، ضربا ، ضربوا ، ضربت ، ضربتما ، ضربتن و عبارت فهميدن او را سودى نباشد الا سرگردانى ، زيرا كه راه عالم بسيار دورست و در نزد خداوند عالميان راه صوفيه را بسيار بسيار نزديك است كه بهر لمحة البصر مناظرهى جمال اللّه در نظر ديدهى عارف سالك و عاشق ، تجلى و ظهور مىكند . اما يافتن اين مراتب همان نحو است كه قبل از اين مذكور شد و