تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهاء الدين محمد العاملي ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
گربه گوش بقول موش نموده با هم بصحبت مشغول گرديدند . گربه گفت : اى موش ! ديوان خواجه حافظ را خوانده‌يى ؟ موش گفت : بلى ! هر گاه ميخواهم از خانه بيرون آيم فالى از ديوان حافظ ميگيرم و چندى از مقام راك و پنجگاه ميخوانم و بيرون ميآيم . گربه گفت : اى موش پس آوازى هم دارى ؟ موش گفت : بلى . گربه گفت : در پرده شناسى آيا مهارتى دارى ؟ . موش گفت : بلى ! علم موسيقى را هم خوب ميدانم . گربه گفت : پس معلوم است كه در مقامات دستى دارى ؟ . موش گفت : بنده در مقامات مهارت تمام دارم . گربه با خود خيال كرد و گفت ميتوان بطريقى در سفره آوردن و نياوردن موش اطلاع يافت و هر چند سفره نياوردن موش بر من معين است لكن شك دارم در لا و نعم بلكه شكى در لا و يقينى در نعم ، ديگر گفت :