از اين قبيل سخنان جواب ميگوئى ؟ ، مرا بخاطر رسيد كه چون سلام آثار سلامتى است و سلام كردن در كتابها نوشته شده سنت است و جواب سلام واجب ، پس اگر تو سلام كنى امر سنتى بجا آورده باشى و مرا متعهد امر واجبى كردهيى ، زيرا كه ديگر كسى در ميان ما و تو نيست كه جواب سلام گويد تا كه فرض كفايه بجا آيد پس اى موش صرفه تو را ميشد .
ديگر آنكه سبقت در سلام ثواب عظيم دارد و خواستم كه ثواب جهت تو حاصل شود :
نقلى وارد شده كه در ايام حضرت نبوى شخصى در جائى پنهان شده بود كه شايد در سلام بر آن حضرت سبقت گيرد . مقارن اينحال جبرئيل آمد و آن حضرت را خبر داد و گفت :
حق تعالى ميفرمايد كه فلان شخص در فلان موضع پنهان است تا در سلام بر تو سبقت گيرد و ما نخواستيم كه مدعاى آن شخص حاصل شود ، شما بايد بر آن شخص در سلام سبقت كنى .
پس در اين باب مرا نفعى نميباشد و ضررى هم واقع نميشود .
موش در جواب گفت :
اينمعنى بر شما ظاهرست كه تكليف به قدر استطاعت است و زياده بر آن مالايطاق خواهد بود
گربه گفت :
بلى راست ميگوئى .
باز موش از سر مكر و حيله گفت :
اى بزرگوار بنمك ديرينه قسم كه بسيار حرفها را به خاطر ميرسد اما جرأت
كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهاء الدين محمد العاملي ( فارسى ) — صفحة 103
مساهمون: الشيخ البهائي العاملي
ص١٠٣