امام حسين عليه السّلام : آرى .
محمّد : پس چرا با شتاب از مكّه خارج شدى ؟
امام حسين عليه السّلام : بعد از آنكه از تو جدا شدم ، رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم [ در بيدارى يا در خواب ] نزد من آمد و فرمود :
يا حسين ! اخرج فانّ اللَّه قد شاء ان يراك قتيلا
، اى حسين ! خارج شو ، همانا خداوند خواسته است تو را ( براى پيشرفت دين ) كشته ببيند .
محمّد :
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
، اكنون كه تو با اين وضع حركت مىكنى ، همراه بردن اين زنان با تو چه معنى دارد ؟
امام حسين عليه السّلام : رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم به من فرمود :
« انّ اللَّه قد شاء ان يراهنّ سبايا
، همانا خداوند چنين خواسته كه آنان را اسير و گرفتار بنگرد . » آنگاه امام حسين عليه السّلام با محمّد خداحافظى كرد و به سوى عراق حركت نمود .
پاسخ امام صادق عليه السّلام در مورد علّت ماندگارى محمّد بن حنفيّه
محدّث خبير شيخ كلينى در كتاب « الرّسائل » به اسناد خود از حمزة بن حمران نقل كرده كه در محضر امام صادق عليه السّلام سخن از خروج امام حسين عليه السّلام و ماندگارى محمّد حنفيّه رحمة اللَّه در مدينه به ميان آمد ، امام صادق عليه السّلام به حمزه فرمود : « اكنون مطلبى به تو مىگويم به شرط آنكه بار ديگر در اين باره سؤال نكنى ، هنگامى كه امام حسين عليه السّلام تصميم به حركت گرفت ، دستور داد كاغذى آوردند و بر آن چنين نوشت :
بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم : أمّا بعد فانّه من لحق بى منكم