مىنويسد : از اعمش روايت شده كه گفت : ابو محمّد واقدى و زرارة بن صالح خلخ گفتند : ما سه روز قبل از خروج امام حسين عليه السّلام از مكّه ، به محضر امام عليه السّلام رسيديم و عرض كرديم : « مردم كوفه سست عنصر و ضعيف النّفس هستند ، دلهايشان با امام عليه السّلام است ولى شمشيرهايشان به ضد امام عليه السّلام مىباشد . » [ بنا بر اين به طرف كوفه نرويد ] آن حضرت با دست خود به آسمان اشاره كرد ، درهاى آسمان گشوده شدند ، فرشتگان بسيارى كه شمارهء آنها را جز خدا نمىداند نازل شدند ، آنگاه امام حسين عليه السّلام به ما فرمود : « اگر نزديكى اشياء به همديگر ( و تقدير خداوند به نزديك شدن به زمين كربلا ) و به سرآمدن اجلها نبود ، با اين فرشتگان با دشمنان مىجنگيدم ، ولى من به يقين مىدانم كه قتلگاه من و اصحابم آنجا ( كربلا ) است ، هيچ كدام از يارانم باقى نمىمانند جز فرزندم على ( امام سجّاد عليه السّلام ) .
خطبهء امام حسين عليه السّلام هنگام خروج از مكّه
روايت شده : هنگامى كه امام حسين عليه السّلام در مكّه تصميم خروج از مكّه به سوى عراق گرفت ، برخاست و اين خطبه را براى حاضران خواند :
الحمد للَّه و ما شاء اللَّه و لا حول و لا قوّة الّا باللَّه و صلّى اللَّه على رسوله و سلّم ، خطّ الموت على ولد آدم مخطّ القلّادة على جيد الفتاة و ما اولهنى الى اسلافى : اشتياق يعقوب الى