تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اللهوف على قتلى الطفوف (غم نامه كربلا) (فارسى) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
يوسف ، و خيّر لى مصرع انا لاقيه ، كأنّي باوصالى تقطّعها عسلان الفلوات ، بين النّواويس و كربلاء فيملأن منّى اكراشا جوفا و اجربة سغبا ، لا محيص عن يوم خطّ بالقلم ، رضا اللَّه رضانا اهل البيت ، نصبر على بلائه ، و يوفّينا اجر الصّابرين ، لن تشذّ عن رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلم لحمته و هى مجموعة له في حظيرة القدس ، تقرّ بهم عينه ، و ينجز بهم وعده ، من كان باذلا فينا مهجته ، و موطّنا على لقاء اللَّه نفسه فليرحل معنا فانّى راحل مصبحا ان شاء اللَّه تعالى ، حمد و سپاس از آن خدا است و آنچه خدا خواهد ، همان است ، حول و نيرويى جز در اتكاء به ذات پاك خدا نيست ، و درود و سلام خدا بر رسولش محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلم ، خطر مرگ چون اثر گلوبند بر گردن دختران جوان ، گريبانگير فرزندان آدم است ، و علاقه و اشتياق من به ملاقات گذشتگانم همچون اشتياق يعقوب به يوسف ، بسيار است و در محل معيّنى كه برايم انتخاب گشته ( يعنى كربلا ) به آن خواهم رسيد ، گويا مىنگرم گرگهاى بيابان در زمينى بين نواويس « 1 » و كربلا اعضاى بدنم را پاره پاره كرده ، تا شكمهاى گرسنهء خود را از من سير كنند ، و انبانهاى خالى خود را پر نمايند . آرى از روزى كه مقدّر شده نمىتوان فرار كرد ، رضايت خداى متعال ، رضاى ما اهل بيت است ، بر بلاى او صبر مىكنيم و او پاداش صابران را به ما مىدهد ، پارهء تن رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم از او دور نمىشود و در بهشت به او مىپيوندد و باعث روشنى چشم او و انجام شدن وعده‌اش مىشود ، هر كس آمادهء فداكارى و جانبازى در راه ما است و خويشتن را آمادهء مرگ نموده با ما كوچ كند ، كه من به خواست
هامش
( 1 ) . نواويس ، محلى نزديك نينوا است كه قبلا مقبره عمومى مسيحيان بوده است . ( مترجم ) .