تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اللهوف على قتلى الطفوف (غم نامه كربلا) (فارسى) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣

شهادت هانى بن عروة

سپس ابن زياد فرمان قتل هانى بن عروه ( ميزبان حضرت مسلم عليه السّلام ) را صادر كرد ، مأموران ابن زياد او را ( كه 89 سال داشت ) براى كشتن حركت دادند ، او در مسير راه به طور مكرّر قبيلهء مذحج را به كمك مىطلبيد و مىگفت : « اى قبيلهء مذحج كجاييد ، امروز چرا قبيلهء مذحج به داد من نمىرسد ، اى دودمان من به دادم برسيد . » مأموران [ او را به بازار گوسفند فروشان بردند ، در آنجا ] به او گفتند : « اى هانى ! گردنت را بكش ! » ( تا سرت را جدا كنيم . ) هانى گفت : « من در دادن جان به شما بخشش نمىكنم ، و در كشتن خود شما را يارى نمىنمايم . » در اين هنگام غلام عبيد اللَّه بن زياد كه نامش رشيد بود ، شمشيرش را بلند كرده و بر گردن هانى رحمة اللَّه فرود آورد ، و او را شهيد كرد . « 1 »

اشعارى جانسوز در سوگ مسلم عليه السّلام و هانى

عبد اللَّه بن زبير اسدى ، و به قولى فرزدق ( شاعر معروف ) اشعار زير را در سوگ جانسوز حضرت مسلم عليه السّلام و هانى رحمة اللَّه سرود و خواند :
هامش
( 1 ) . شيخ مفيد ( ره ) در كتاب ارشاد مىنويسد : غلام ابن زياد به نام رشيد با شمشير بر گردن هانى ( ره ) زد ، ولى آن ضربه كارگر نشد ، هانى در اين حال گفت : « الى اللَّه المعاد ، اللّهمّ الى رحمتك و رضوانك ، بازگشت به سوى خداست ، خدايا به سوى رحمت و خوشنودى تو آيم . » در اين هنگام آن غلام ، ضربهء دوم خود را برگردن هانى فرود آورد ، و او را به شهادت رساند . ( ترجمهء ارشاد مفيد ، ج 2 ، ص 65 ) ( مترجم ) .