چگونگى شهادت حضرت مسلم عليه السّلام
ابن زياد به بكير بن حمران ( يا : بكر بن حمران ) فرمان داد كه مسلم عليه السّلام را بر بالاى قصر دار الإمارة ببرد و در همان جا گردنش را بزند . « 1 » بكير بن حمران ، حضرت مسلم عليه السّلام را به بالاى قصر برد ، آن حضرت در اين حال مشغول تسبيح خدا و استغفار و صلوات بر پيامبرش بود ، بكير بن حمران گردن آن مظلوم را زد ، سپس با ترس و لرز از بالا به پايين آمد ، آنگاه به حضور ابن زياد رسيد ، ابن زياد به او گفت : « چرا دچار ترس و لرزه شدهاى ؟ » بكير پاسخ داد : « اى امير ! هنگام كشتن مسلم عليه السّلام مرد سياه چهرهء بدقيافهاى را در مقابلم ديدم كه انگشتهايش را مىگزد ، آن چنان كه از ديدن او ترسيدم كه هرگز چنين نترسيده بودم . » ابن زياد گفت : « اين حالت گويا به خاطر وحشتى بوده كه به تو دست داده است . » « 2 »
هامش
( 1 ) . دستور به بكير بن حمران از اين رو بود كه او در جنگ ، از دست مسلم ( ع ) ضربتى خورده بود ، و كنيهء مسلم را در دل داشت . ( مترجم ) .
( 2 ) . مطابق بعضى از روايات ، هنگامى كه بكير بن حمران آمادهء قتل مسلم ( ع ) شد ، مسلم ( ع ) فرمود : « به من اجازه بده دو ركعت نماز بخوانم » بكير بن حمران ، اجازه نداد ، حضرت مسلم ( ع ) گريه كرد و اشعارى در بارهء مظلوميت خود و نيرنگ و ظلم دشمن خواند ، در اين هنگام ، بكير به او گفت : « سپاس خداى را كه مرا به تو چيره كرد » و در همين لحظه شمشيرش را بر گردن مسلم ( ع ) زد ، خراشى در گردن آن حضرت پديدار گرديد .
مسلم ( ع ) به او فرمود : « اى غلام ! آيا در برابر ضربتى كه من در جنگ به تو زدم ، اين خراشى كه بر من وارد ساختى كافى نيست ؟ » وقتى كه اين سخن را براى ابن زياد نقل كردند ، گفت : « مسلم ( ع ) هنگام مرگ از روى افتخار سخن گفته است » ( يعنى به بكر بن حمران تعبير به برده و غلام نموده است ، آرى منظور مسلم ( ع ) اين بود كه شما اى خود باختگان و سر سپردگان طاغوتچهاى چون ابن زياد ، برده او هستيد نه بندهء خدا ) بكير بن حمران ديگر مهلت نداد و با فرود آوردن ضربت دوم ، آن حضرت را به شهادت رسانيد . ( فرسان الهيجاء ج 2 ، ص 105 - بحار ، ج 44 ، ص 358 ) ( مترجم ) .