تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اللهوف على قتلى الطفوف (غم نامه كربلا) (فارسى) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
مفضّل بن عمر نقل كرده امام صادق عليه السّلام از پدرانش روايت نموده كه روزى حسين عليه السّلام به حضور برادرش امام حسن عليه السّلام آمد ( طبق روايات هنگام مسموم شدن امام حسن عليه السّلام بود ) هنگامى كه چشم حسين عليه السّلام به چهرهء برادر افتاد گريست ، امام حسن عليه السّلام پرسيد : چرا گريه مىكنى ؟ حسين عليه السّلام فرمود : « ابكى لما يصنع بك ، گريه‌ام به خاطر آن مصائبى است كه بر تو وارد مىشود . » امام حسن عليه السّلام فرمود : آنچه بر من وارد شود زهرى است كه آن را به من مىخورانند ، و به وسيلهء آن كشته مىشوم . و لكن لا يوم كيومك يا ابا عبد اللَّه ، يزدلف اليك ثلاثون الف رجل يدّعون انّهم من امّة جدّنا محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلم . . . ، ولى هيچ روزى به سختى روز ( شهادت ) تو اى ابا عبد اللَّه نيست ، كه سى هزار نفر تو را محاصره كنند ، در حالى كه ادّعا مىكنند از امّت جدّ ما محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلم هستند ، خود را به اسلام نسبت مىدهند ، و همهء آنها خود را براى كشتن و ريختن خون تو ، و بىاحترامى به حريم تو ، و به اسارت گرفتن اهل بيت تو و غارت خيام تو آماده كرده‌اند ، در اين هنگام است كه خداوند لعنتش را شامل حال بنى اميّه كند ، و آسمان خون و خاكستر بر سر مردم بباراند ، و هر چيزى حتى حيوانات وحشى و ماهيان درياها براى مصيبت تو مىگريند . 2 - جماعتى از افرادى كه به آنها اشاره كردم به اسناد خود از عمر نسّابه رحمة اللَّه نقل كنند كه در قسمت پايانى كتاب خود « الشّافى في النّسب » به اسناد خود از جدّش محمّد بن عمر نقل كند كه از عمر بن على بن ابى طالب شنيدم كه به دائيهاى من ( فرزندان عقيل ) مىگفت : « هنگامى كه برادرم حسين عليه السّلام در مدينه بيعت با يزيد را رد كرد ، من به محضرش رفتم ، او را تنها يافتم عرض كردم ، جانم به قربانت اى ابا