پاسخ شديد امام حسين عليه السّلام به مروان
صبح آن شب امام حسين عليه السّلام از خانه بيرون آمد تا خبر تازهاى بشنود ، مروان با آن حضرت ملاقات كرد و به امام گفت : « من خير خواه تو هستم ، از من پيروى كن تا نجات يا بى . » امام حسين عليه السّلام فرمود : سخنت چيست ؟ بگو تا بشنوم .
مروان گفت : « من به تو امر مىكنم تا با امير مؤمنان يزيد بيعت كنى ، اگر چنين كنى براى دنيا و آخرت تو بهتر است . » امام حسين عليه السّلام فرمود :
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
، و على الاسلام السّلام ، اذ قد بليت الامّة براع مثل يزيد ، و لقد سمعت جدّى رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلم يقول : الخلافة محرّمة على آل ابى سفيان
، همهء ما از خداييم و به سوى او بازمىگرديم ، اگر با يزيد بيعت كنم بايد آخرين وداع را از اسلام بنمايم ( و از اسلام جدا گردم ) زيرا اسلام به رهبرى مانند يزيد گرفتار شده ، و من از جدّم رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم شنيدم مىفرمود :
عهدهدارى خلافت بر دودمان ابو سفيان حرام است .
بين امام حسين عليه السّلام و مروان سخن به دراز كشيد و سرانجام مروان در حالى كه به شدّت ناراحت و خشمگين بود از امام جدا شد .
حركت آگاهانهء امام حسين عليه السّلام
مؤلّف گويد : پس از بررسىهاى لازم براى ما روشن است كه امام حسين عليه السّلام از سرانجام حركتش آگاهى داشت ، و وظيفهاش همان بود كه با اطمينان خاطر به آن اقدام كرد ، دلايل نقلى پيرامون آگاهى آن حضرت از ماجراى خونين كربلا فراوان است از جمله :
1 - گروهى كه من نام آنها را در كتاب « غياث سلطان الورى » ذكر كردهام به من خبر دادند ، كه شيخ صدوق رحمة اللَّه در كتاب امالى ، از