و مكارم اخلاق با بريده شدن انگشتانشان ، رخت بربست ، و ارزشهاى انسانى با فقدان جمال دل آرايشان زبان به شكوه گشوده است ، و با فقدان اعضاى آنها زيباييها از ميان رفت ، و احكام خدا از وحشت بازگشت آنها به سراى آخرت ، نالهء جانسوز سر مىدهد .
اى خداى فريادرس ! آه ! از آن مجسّمهء تقوايى كه خونش در اين جنگها ريخته شد ، مجسّمهء كمالى كه پرچمش در اين حوادث واژگون شد ، من اگر از مساعدت و همجوارى خردمندان محروم شدم ، و مصائب به وجود آمده از ناحيهء بىخردان مرا تنها و خوار نمود ، ولى در عوض ، ياورى از سنّتهاى گذشته و نشانههاى خاموش شده دارم چرا كه آنها نيز با من هم ناله ، همدرد و شريك غم و اندوهم هستند .
اگر شما زبان حال نمازها را با گوش دل بشنويد كه چگونه براى آن بزرگواران ( شهيد كربلا ) ناله مىكنند ، و خلوتگاها چگونه مشتاقانه در انتظار آنها است ، و مكارم و ارزشهاى والاى انسانى و اجتماعات ، چگونه با اشتياق ، جوياى حال آنها مىباشد ، و چگونه محرابهاى مسجدها از فراق آنها گريان ، و فرياد حاجتمندان به دسترسى از عطاياى آنها بلند است ، ( اين همه نالهها و فريادها ) قطعا شما را غرق در اندوه كرده ، و مىفهميدند كه در اين مصائب فراگير ، تقصير كردهايد .
بلكه اگر اندوه و درهم شكستگى مرا مىديديد ، و خلوت شدن مجالس و خالى شدن بهرههاى مرا از دورى آنها مشاهده مىنموديد ، چنين تصوّرى دل صبور و استوار را به درد مىآورد ، و اندوههاى سينهها را تحريك مىكرد . قطعا آن خانههايى كه به زندگى من حسد مىورزيدند ، مرا مورد شماتت و سرزنش قرار مىدهند ، و پنجههاى خطرها بر من چيره شده است .
اللهوف على قتلى الطفوف (غم نامه كربلا) (فارسى) — صفحة 223
مساهمون: محمدى اشتهاردى
ص٢٢٣