تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اللهوف على قتلى الطفوف (غم نامه كربلا) (فارسى) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
آه ! چقدر مشتاق آن خانه‌اى هستم كه آنها در آن سكونت گزيده‌اند ! ! و مشتاق آن مركزى هستم كه آنها در آن اقامت نموده‌اند . اى كاش من به صورت انسانى بودم تا سپر آنها شده و تيزى شمشيرها را به جانم مىخريدم ، و حرارت مرگ را از آنها دور مىساختم ، و بين آنها و دشمنان كينه‌توز حايل مىشدم ، و از نيزه‌اندازان انتقام مىگرفتم ، و تيرهاى دشمن را از اصابت به آنها رد مىكردم .

دنبالهء زبان حال خانه‌هاى شهيدان كربلا در مدينه

اكنون كه از افتخار چنين فداكارى و جانبازى واجب محروم شده‌ام ، اى كاش محل نگهدارى آن پيكرهاى رنگ پريده بودم ، و لياقت نگهبانى از آن زيبارويان از بلاها مىشدم ، تا از سوزش فراق و هجران ، مصون مىماندم . آه ! آه ! اگر من اقامتگاه آن پيكرها و شخصيّتهاى بزرگوار و سربلند بودم ، نهايت سعى و كوشش را در نگهبانى از آنها در برابر گزندها مىنمودم ، و به عهدهايم وفا مىكردم ، و پاره‌اى از حقوق پيشين آنها را ادا مىنمودم ، و با كمال جديّت آنها را از پيش آمدهاى بزرگ حفظ مىكردم ، و همچون بندهء مطيع به خدمتشان مىپرداختم ، و تا آخرين توان خود جان نثارى مىنمودم ، فرش احترام و بزرگوارى را براى آن صورتها و بدنهاى پاره پاره مىگستردم ، تا از هم آغوشى با آنها به آرزويم مىرسيدم ، و تاريكى خود را با انوار درخشان آنها روشن مىساختم . آه ! چقدر به وصول بر اين آرزوها مشتاق هستم ! و چقدر ناراحتم كه اهل و ساكنان من از من پنهان شده‌اند ، هر چه ناله كنم ، كم است ، و هيچ دارويى جز وجود آنها ، شفابخش بيمارى من نيست ،