ليت اشياخى ببدر شهدوا * جزع الخزرج من وقع الاسل
فأهلّوا و استهلّوا فرحا * ثمّ قالوا يا يزيد لا تشل
قد قتلنا القرم من ساداتهم * و عدلناه ببدر فاعتدل
لعبت هاشم بالملك فلا * خبر جاء و لا وحى نزل
لست من خندف ان لم انتقم * من بنى احمد ما كان فعل
« اى كاش پيران و بزرگان قبيلهء من كه در جنگ بدر كشته شدند ، در اينجا حاضر بودند و زارى كردن قبيلهء خزرج را بر اثر زدن نيزه ( در جنگ احد ) مىديدند . آنگاه از شادى ، فرياد هلهله سر مىدادند سپس مىگفتند : اى يزيد دستت شل مباد .
ما بزرگان آنها را كشتيم و اين به تلافى كشتههايى است كه در جنگ بدر داديم ، تا سر به سر گرديد .
قبيلهء هاشم حكومت را بازيچهء نيل به مقاصد خود قرار دادند ، و گر نه نه خبرى از آسمان آمد و نه وحى نازل شد .
من اگر از آل احمد انتقام نگيرم ، از دودمان خندف « 1 » نخواهم بود . » در اين هنگام زينب عليها السلام برخاست [ و بر مجلسيان ، اشراف يافت و با خطبهء غرّاى خود ، به دفاع مقتدرانه پرداخت ] و چنين فرمود :
متن خطبهء حضرت زينب عليها السلام
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
، و صلّى اللَّه على محمّد و آله . صدق اللَّه كذلك يقول : «
ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِينَ أَساؤُا السُّواى أَنْ كَذَّبُوا
هامش
( 1 ) . خندف جدّهء پدرى يزيد بود كه بين يزيد و او سيزده واسطه ( جدّ در جدّ ) وجود داشت و در زمان خود بزرگى ، مشهور بود . ( مترجم ) .