تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اللهوف على قتلى الطفوف (غم نامه كربلا) (فارسى) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
كوچه‌هاى كوفه بگردانند ، مأموران اين فرمان را اجرا نمودند ، در اينجا شايسته ميدانم نظر شما را به اشعارى كه يكى از خردمندان در سوگ يكى از شهيدان از فرزندان پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم سروده است جلب كنم :
رأس بن بنت محمّد و وصيّه * للنّاظرين على قناة يرفع و المسلمون بمنظر و بمسمع * لا منكر منهم و لا متفجّع كحلت بمنظرك العيون عماية * و اصمّ رزؤك كلّ اذن تسمع ايقظت اجفانا و كنت لها كرى * و انمت عينا لم تكن بك تهجع ما روضة الّا تمنّت انّها * لك حفرة و لخطّ قبرك مضجع
« سر پسر دختر پيامبر و وصىّ پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم را به روى نيزه بالا مىبرند تا تماشاگران تماشا كنند . مسلمانان آن سر را بر بالاى نيزه مىنگرند و ( صداها را ) مىشنوند ، و هيچ يك از آنها از آن جلوگيرى نمىكند ، و اظهار درد و آه و ناله نمىنمايد . كور گردد آن چشمى كه آن منظره را ديد ، و كر باد هر گوشى كه مصيبت جانسوز تو را شنيد ، و از تو دفاع نكرد . اى حسين ! با جانبازى خود ، آن چشمهايى را كه در رابطهء با تو در خواب بودند ، بيدار كردى ، و آن چشمهايى را كه در رابطهء با تو نخوابيدند ، به خواب فرستادى . در همهء جهان ، هيچ باغى نبود مگر آنكه آرزو داشت كه مرقد منوّرت ، و آرامگاه ابديت در آن قرار گيرد . »

شهادت قهرمانانهء عبد اللَّه بن عفيف

سپس عبيد اللَّه بن زياد ( در مسجد اعظم كوفه در ميان اجتماع مردم )