اى مردم كوفه ! بدانيد كار زشتى را انجام مىدهيد ، از رحمت خدا دور باشيد و نابود گرديد كه كوششهاى شما به هدر رفت و دستهاى شما از كار بريده شد ، و در سوداى خود زيان ديديد و گرفتار خشم خدا گشتيد ، و سكّهء خوارى و بدبختى به نام شما زده شد .
واى بر شما اى اهل كوفه ! آيا مىدانيد كه چه جگرى از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم را بريديد ؟ و چه افراد پوشيده به حجاب را از حرمش بيرون كشيديد ، و چه خونى را از او ريختيد ، و چه احترامى را از او هتك كرديد ؟
قطعا كارى بس هولناك ، زشت ، سخت ، ناروا ، خشونتبار و شرمآور به لبريزى سراسر زمين ، و گنجايش آسمان انجام داديد .
آيا براى شما شگفتآور است كه آسمان در اين ماجرا خون ببارد ؟
همانا شكنجه و عذاب جهان آخرت ، ننگينتر خواهد بود ، و كسى شما را يارى نكند و از مهلتى كه به شما داده شده استفاده نخواهيد كرد ، كه پيشى گرفتن شما ، خدا را شتابزده نمىكند ، و او از فوت ( انتقام ) نمىهراسد ، همانا كه پروردگار شما در كمينگاه است .
راوى گويد : سوگند به خدا مردم كوفه را حيران و بهتزده ديدم گريه مىكردند ، و از حيرت انگشت خود را با دندان مىگزيدند .
پيرمردى را گريان ديدم در كنارم ايستاده ، آنقدر گريست كه ريشش خيس شد ، و در حال گريه خطاب به خاندان نبوّت مىگفت : « پدر و مادرم به فداى شما ، پيران شما برتر از پيران ديگر ، و جوانانتان بهتر از جوانان ديگر ، و زنانتان برتر از زنان ديگر ، و نسل شما بهتر از نسلهاى ديگر هستند كه نه خوار مىگردند و نه شكستپذير مىشوند . »
اللهوف على قتلى الطفوف (غم نامه كربلا) (فارسى) — صفحة 169
مساهمون: محمدى اشتهاردى
ص١٦٩