هزار سال افروختهاند تا اينكه سياه گشته ، و هيچ گونه نسيمى به آن راه نيافته ، و اندوهى از آن خارج نشده است ، فرمان دهد كه قاتلين حسين عليه السّلام را بربايد ، و آن آتش شرارهاى كشد ، و همه را در كام خود گيرد ، آن آتش شيهه زند و بخروشد ، آنان نيز شيهه زنند و بخروشند ، آتش برافروزد ، آنان نيز برافروزند ، آنگاه آنها با زبانهاى گوناگون مىگويند : « خدايا ! از چه جهت ما را قبل از بتپرستان بر آتش افكندى ؟ » خداوند متعال در پاسخ آنها مىفرمايد :
« انّ من علم ليس كمن لا يعلم ،
آن كه مىداند با آن كس كه نمىداند يكسان نيست . » [ يعنى فضولى موقوف ، به شما مربوط نيست ] « 1 »
عدم آمرزش قاتل حسين عليه السّلام
در جلد سى ام كتاب تذييل شيخ المحدّثين در بغداد ، محمّد بن نجّار ، در بخش شرح حال فاطمه دختر أبو العبّاس ازدى روايت شده ، طلحه گفت : « از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم شنيدم فرمود : حضرت موسى بن عمران ، به خداوند عرض كرد : « پروردگارا ! هارون ( برادرم ) از دنيا رفت ، او را بيامرز . » خداوند به موسى عليه السّلام وحى كرد : « اى موسى بن عمران ! اگر آمرزش همهء پيشينيان و آيندگان را بخواهى ، دعاى تو را اجابت مىكنم ، جز قاتل حسين بن على را كه او را نيامرزم . »
هامش
( 1 ) . اين دو روايت را مرحوم شيخ صدوق رحمه اللَّه در كتاب عقاب الاعمال نقل كرده است .
( مؤلّف )