تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اللهوف على قتلى الطفوف (غم نامه كربلا) (فارسى) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
روانه ساخت . بانوان حرم را سوار بر شترانى كرد كه تنها پاره گليمى به پشتشان انداخته شده بود ، و داراى محمل و سايبان نبودند ، صورتهايشان باز بود ، با اينكه آنها امانت‌هاى بهترين پيامبران ، رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم بودند ، آنان همچون اسيران ترك و روم در سخت‌ترين وضع و اندوه به سر مىبردند ، و به راستى چقدر اين شاعر نيكو سروده كه گويد :
يصلّى على المبعوث من آل هاشم * و يغزى بنوه انّ ذا لعجيب
« بر پيامبر برانگيخته شده از دودمان هاشم درود بفرستند ، و از سوى ديگر با فرزندانش جنگ كرده و آنها را مىكشند ، به راستى كه اين موضوع بسيار عجيب است . » و شاعر ديگر گويد :
أ ترجو امّة قتلت حسينا * شفاعة جدّه يوم الحساب .
« آيا آن امّتى كه حسين عليه السّلام را كشتند اميد به شفاعت جدّش در روز حساب قيامت دارند ؟ » روايت شده : تعداد سرهاى شهيدان كربلا هفتاد و هشت سر بود ، كه قبيله‌هاى عرب براى تقرّب به پيشگاه ابن زياد ، و يزيد بن معاويه ، ( لعنت خدا بر آنها ) بين خود تقسيم نمودند به اين ترتيب كه : قبيلهء كنده حامل سيزده سر بودند ، كه رئيسشان قيس بن اشعث بود . قبيلهء هوازن حامل دوازده سر بودند كه رئيسشان شمر بود . قبيلهء تميم حامل هفده سر شدند . قبيلهء بنو اسد حامل شانزده سر شدند . قبيلهء مذحج حامل هفت سر شدند .