و خذلونا و انت
رَبَّنا ، عَلَيْكَ تَوَكَّلْنا وَ إِلَيْكَ أَنَبْنا ، وَ إِلَيْكَ الْمَصِيرُ
،
سوگند به خدا پس از آن ( كشتن ما ) باقى نخواهيد ماند ، جز به مقدار زمانى كه يك اسب سوار به دور آسياب مىگردد ، و در محور آن مىچرخد ، اين عهدى است كه پدرم از جدّم رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم به من رسانده است .
بنا بر اين انديشه و تصميمتان را با هميارانتان ، روى هم بريزيد ، تا اقدام شما پس از آن ، موجب اندوه و ندامت شما نگردد ، سپس در بارهء من بىدرنگ قضاوت كنيد ، و همهء شما تصميم خود را در بارهء من به سرعت اجرا نماييد ، من بر خدا پروردگارم و پروردگار شما توكّل كردهام ، هيچ جنبندهاى نيست مگر اينكه خدا بر آن تسلّط دارد ، چرا كه پروردگار من بر راه راست است .
خدايا ! از فرستادن باران رحمتت بر اينها خوددارى كن ، و همانند زمان يوسف عليه السّلام خشكسالى و قحطى را نصيبشان گردان ، و مردى از طايفهء ثقيف « 1 » را بر آنان مسلّط فرما تا با جام آبى تلخ و زهرآگين سيرابشان كند ، از اينان كسى را رها نكن ، مگر آنكه در مقابل هر كشته و مجروحى از ما ، كشته و مجروحشان گردانى ، چرا كه آنها ما را تكذيب كردند ، و با حيلهگرى ما را تنها گذاشتند ، تو پروردگار مايى و توكّل بر تو است ، به سوى تو بازمىگرديم ، و به جانب تو روى مىآوريم ؟ « 2 »
هامش
( 1 ) . اشاره به مختار يا حجّاج بن يوسف ثقفى . ( مترجم ) .
( 2 ) . اين خطبهء طولانى و پرمحتوا در كتاب مقتل خوارزمى ، جلد 2 ، صفحه 7 و 8 به طور كامل آمده است ، ولى در متن كتاب لهوف ( در اينجا ) فرازهايى از آن حذف شده است . ( مترجم ) .