تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اللهوف على قتلى الطفوف (غم نامه كربلا) (فارسى) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
سنّتهاى الهى . آيا شما يار و بازوى اين فرومايگان شديد و از ما دورى مىكنيد ؟ ! آرى ! سوگند به خدا نيرنگ شما از قديم بوده است ، و سرشت و بنياد شما از روى نيرنگ پىريزى شده است ، و نسل‌هاى شما بر روى همين اساس پليد روييده شده‌اند ، شما ناپاكترين ميوهء همين درخت هستيد ، كه همچون استخوان در گلوى باغبان مىباشيد ، امّا براى غاصبان ميوهء گوارا هستيد . شگفتا ! زنازاده فرزند زنازاده مرا بين يكى از دو چيز مجبور كرده است ، بين مرگ و ذلّت ( تسليم ) و هيهات كه ما ذلّت و خوارى را بپذيريم ، دامن‌هاى پاك ، و اصالت و شرافت خاندان ، همّت و الا و عزّت نفس ما هرگز به ما اجازه نمىدهند كه اطاعت فرومايگان را بر مرگ شرافتمندانه ترجيح دهيم . آگاه باشيد ! من با اين ياران اندك ، و بسيارى دشمن و پيمان‌شكنى و كارشكنى ياران و دوستان ، راه خود را انتخاب كرده‌ام ، و تا سر منزل مقصود به دنبال آن خواهم رفت . سپس امام حسين عليه السّلام گفتار خود را به اشعار « فروة بن مسيك مرادى » [ از شاهزادگان جاهليّت كه اسلام را پذيرفت و در سال 30 ه ق در كوفه جان سپرد ] وصل كرد و چنين خواند :
فان نهزم فهزّامون قدما * و ان تغلب فغير مغلّبينا و ما ان طبّنا جبن و لكن * منايانا و دولة آخرينا اذا ما الموت رفع عن اناس * كلا كله اناخ بآخرينا فافنى ذلكم سردات قومى * كما افنى القرون الاوّلينا فلو خلد الملوك اذا خلدنا * و لو بقى الكرام اذا بقينا فقل للشّامتين بنا افيقوا * سيلقى الشّامتون كما لقينا
« اگر شكست دهيم ما از روزگار قديم ، دشمن شكن هستيم ، و اگر
اللهوف على قتلى الطفوف (غم نامه كربلا) (فارسى) — صفحة 122 | محمدى اشتهاردى / السيد ابن طاووس