تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اللهوف على قتلى الطفوف (غم نامه كربلا) (فارسى) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
الكلم ، و عصبة الآثام ، و نفثة الشّيطان ، و مطفئ السّنن أ هؤلاء تعضدون ، و عنّا تتخاذلون ؟ اجل ، و اللَّه غدر فيكم قديم ، و شجت اليه اصولكم ، و تأزّرت عليه فروعكم ، فكنتم اخبث ثمر شجى للنّاظر ، و اكلة للغاصب الا و انّ الدّعىّ بن الدّعىّ قد ركز بين اثنتين ، بين السّلّة و الذّلّة ، و هيهات منّا الذّلّة ، يأبى اللَّه لنا ذلك و رسوله و المؤمنون ، و حجور طابت و حجور طهرت ، و انوف حميّة ، و نفوس ابيّة من ان تؤثر طاعة اللّئام على مصارع الكرام . الا و انّى زاحف بهذه الاسرة مع قلّة العدد و خذلان النّاصر . مرگتان باد اى گروه كوفيان ! و غم و اندوه يارتان ، اى شما كه حيرت‌زده دست فريادرسى به سوى ما دراز كرديد ، و ما با شتاب و آمادگى به يارى شما برخاستيم ، ولى شمشيرى را كه طبق سوگندهايتان مىبايست به نفع ما بكشيد به روى ما كشيديد ، و آتشى بر ما افروختيد كه آن را براى دشمنان مشتركمان افروخته بوديم ، و به نفع دشمنانتان ، دست بر دوستانتان بالا برديد ، آن دشمنانى كه نه عدالتى در ميان شما به اجرا نهاده‌اند ، و نه اميد به آيندهء بهترى به آنان بسته‌ايد . آيا شما شايسته بلاها نيستيد كه ما را ترك و رها كرديد ؟ ! زمانى كه شمشيرها در نيام ، و دلها آرام ، و فكرها بىتشويش بود ، ولى شما آشوب به راه انداختيد و همانند ملخهاى ناتوان ، خيز برداشتيد ، و همچون پروانهء ( پرسوخته ) به حركت در آمديد خاك ذلّت بر سرتان باد ! اى بردگان كنيززاده ( يزيد ) و بردگان رانده‌شدگان احزاب ، و رهاكنندگان كتاب ( قرآن ) و تغيير دهندگان گفتار حق ، و جمعيّت گناهكار ، و آبستگان شيطان ، و نابودكنندگان