آلبر ماله دربارهء رفتار صليبيها در قسطنطنيه چنين مىنويسد :
در تاراج قسطنطنيه ، قشونِ صليب مانند اقوام جاهله معامله كرد ، مثلًا مرمرها را خرد نمود و آثار مستظرفه را شكست تا سيم و زر و احجار كريمهء آن را ببرد . مجسمههاى مفرغى را كه شاهكار هنرنمايى قديم بود ذوب كرد تا پول از آن سكّه كند . از آثار متبركه و ظريفهاى كه بعد از غارت 1204 م از قسطنطنيه آوردند ، امروز هم درونيز و بعضى از بلاد مغرب ديده مىشود . آنان طى اين تهاجم در قسطنطنيه امپراتورىاى را تشكيل دادندكه تا نيم قرن بعد ادامه يافت « 1 » .
جنگ پنجم
در سال 1213 م پاپ اينوكتيوس سوم مسيحيان را به جنگ پنجم صليبى فراخواند . تبليغات وى عزم فرنگيان را بر جنگ برانگيخت ، در مجمع عمومى چهارم كه به سال 1216 م در لاتيران تشكيل گرديد 17 حزيران ( ژوئيه ) 1217 م به عنوان تاريخ آغاز حركت تعيين گرديد .
پاپ با ارتشى متشكل از سربازان مجارى ، ايتاليايى ، آلمانى ، انگليسى و فرانسوى حركت كرد . پادشاه مجارستان به نام اندرنوس دوم به همراه دوكهاى اوستريا و باواريا خود را به فلسطين رساندند . آنان در يك نوبت با مسلمانان جنگيدند و پيروز شدند . پس از اين موفقيت پادشاه مجارستان به سرزمين خود بازگشت و ديگران آهنگ فتح سرزمين مصر كردند . آنان در سال 1219 م دمياط را به تصرف درآورده شمار بسيارى از اسيران را به قتل رساندند .
مسلمانان كه تاب مقاومت در برابر آنان را نداشتند با آنان دربارهء صلح مكاتبه كردند ؛ و پذيرفتند كه قدس و ديگر جاهايى را كه در جنگ اول صليبى به دست فرنگيها افتاده بود به آنان واگذار كنند و در مقابل ، صليبيها مصر را ترك بگويند . آنان نيز پذيرفتند ولى قاصد پاپ اجازهء بستن پيمان صلح را به آنان نداد و از آنان خواست كه به سوى قاهره پيشروى كنند ، فرنگيان چنين كردند . اما در جنگى كه ميان آنان و مسلمانان روى داد به سختى شكست خوردند و بيشترشان به اسارت درآمدند . كسانى كه دمياط را در اختيار داشتند حاضر شدند كه در مقابل آزادى اسيران شهر را ترك بگويند .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 236 .