كه براى تظاهر به نيكوكارى وسيلهاى اين همه ارزان پيدا كرده بود ، در خواست كه تنى چند را نيز به دو بخشند . هفتصد تن ديگر به خاطر او و پانصد تن به احترام باليان آزاد شدند . آنگاه صلاح الدين اعلام كرد كه خود كليهء بانوان و مردان سالخورده را خواهد بخشود . بانوانى كه فديهشان داده شده بود ، با ديدگان گريان به پيشگاه شاه آمدند و گفتند كه بىشوهر و برادر كجا مىتوانند رفت - چون همه يا كشته و يا اسير شده بودند - صلاحالدين قول داد همهء شوهران اسير را آزاد گذارد و از خزانهء خاص خويش به هر زن بيوه و كودك يتيم فراخور شأنى كه داشت هديهاى عطا كرد . مهربانى و شفقت اين مرد درست نقطهء مقابل - نامردميهايى بود كه از نخستين مجاهدان فاتح صليب سر زد » « 1 » .
همو در جاى ديگر دربارهء شخصيت صلاحالدين مىنويسد : « چه اينكه كاميابيهاى او را پاسخ اجتنابناپذير جهان اسلام به هماوردجويى فرنگان تجاوزكار بدانيم و چه اينكه آن را زائيدهء دورانديشى اميران بزرگى كه قبل از او برخاستند و چه اينكه به حساب كشاكشها و خامكاريهاى ابلهانهء فرنگان ياشخصيت بارز شخص وى بگذاريم ، در اين نكته جاى هيچ شكى نيست كه او توانست روح و قدرت خاوريان را به منصّهء ظهور رساند . در شاخهاى حطين و بر دروازههاى اورشليم انتقام شكست مجاهدان از نخستين جنگاوران صليب گرفته شد .
صلاحالدين نشان داده بود كه يك انسان شريف ، تاج پيروزى را چگونه بر سر مىگذارد » « 2 » .
هامش
( 1 ) . تاريخ جنگهاى صليبى ، ج 2 ، ص 545 .
( 2 ) . همان ، ص 552 - 553 . شايان ذكر است كه آوازهء جوانمردى صلاح الدين ايوبى در نزد اروپائيان ازوى شخصيتى ممتاز و قهرمان ساخته بود . در اين باره داستانهايى نقل شده است كه به افسانه شبيهتر است و اگر حقيقت داشته باشد ، به حق بى مانند است . براى نمونه ، نقل شده كه « در جنگ سوم صليبى سه پادشاه اروپايى يعنى ريچارد شيردل از انگلستان ، فردريك ريش قرمز از آلمان و فليپ اگوست از فرانسه عازم جنگ با مسلمانان گشتند . اما بر سر اينكه كدامشان فرمانده باشد ميانشان اختلاف افتاد . پس از گفت و گوهاى بسيار به اين نتيجه رسيدند كه براى تعيين فرمانده كل شخص صلاح الدين را داور قرار دهند . وى نيز اين پيشنهاد را با روى باز پذيرفت و همراه چند تن از خاصّانش به اردوگاه صليبيها رفت . وى پس از شنيدن اظهارات سه پادشاه عنوان كرد كه بايد هر كدامشان هنر و هوش خويش را بنماياند . به اين منظور ريچارد قطعه آهنى را با يك ضربت شمشير به دو نيم كرد . فردريك ميلهء آهنى را به دور بازوى خود پيچيد و فيليپ نيزهاى را تا نيمه در تيرك وسط چادر فرو كرد . صلاح الدين زور بازوى هر سه را مشابه دانست و پرسش اخلاقى مطرح كرد و پرسيد كه شهامت با چه چيز برازندهتر است ؟
امپراتور فرانسه گفت : شهامت با شهرت برازنده است . فردريك گفت : شهامت با زور بازو برازنده است و ريچارد گفت : شهامت با جوانمردى برازنده است . پس از شنيدن سخنان سه پادشاه ، صلاح الدين ريچارد را به فرماندهى كل برگزيد و در حقيقت دلاورى را كه برازندهء خودش بود به هماوردى انتخاب كرد . در اين هنگام ، گويا يكى از همراهان خود صلاح الدين خواستار هنرنمايى او شد و فرمانده كل نيروهاى اسلام در برابر ديدگان اروپائيان دستمالى ابريشمين را به هوا پرتاب و آن را با شمشير به دو نيم كرد » . ( ر . ك . دانشمندان و مشاهير بزرگ جهان ، صدرى ، مصطفى ، انتشارات شقايق ، چاپ دوم ، 1372 ، ص 113 - 117 ؛ نقش قهرمان شرق در پيشگاه تاريخ ، ايوبيان ، عبيد الله ، كتابفروشى سعدى ، تبريز ، 1341 ، ص 131 - 138 ) .