امپراتورى عثمانى آن وحدتى را كه در طول دويست سال جنگهاى صليبى ، مسلمانان از فقدان آن در رنج بودند ، ايجاد كرد . اين دولت توانست با يكپارچه ساختن بخش اعظم خاورميانهء اسلامى و نيز بخشهاى گستردهاى از شمال آفريقا نيرويى نظامى با قدرت تهاجمى فوق العاده پديد آورد و با تصرف كل قلمرو امپراتورى بيزانس در اروپا پيش برود و ملل بسيارى را مغلوب و خراجگزار خود گرداند . اين امپراتورى با برخوردارى از ماهيتى نظامى ، از نفوذ دينى و معنوى نيز برخوردار بود . به طورى كه مسلمانان شبه قارهء هند به شدت از آن هوادارى مىكردند و به سلاطين عثمانى به چشم رهبران دينى مىنگريستند .
عثمانىها حدود پانصد سال قدرت برتر منطقهء بالكان و خاورميانه بودند و در طول اين مدت باب منازعه و كشمكش آنان با مسيحيان پيوسته باز بود . فرانسه ، انگلستان از يك سو و بعدها روسيه از سوى ديگر سخت با اين دولت در ستيز بودند . در اين ميانه روسيه از توان نظامى برترى برخوردار بود و چنانچه موضوع اختلاف منافع اين كشور با انگلستان در ميان نبود ، توان آن را داشت كه بخشهاى گستردهاى از خاك عثمانى را ضميمهء قلمرو خود سازد و به ويژه سلطهء خود را بر سرزمين فلسطينى به بهانهء پشتيبانى از پيروان كليساى ارتدوكس تحكيم بخشد . برخوردهاى نظامى ميان دولتهاى مسيحى با امپراتورى عثمانى دامنهاى بس گسترده دارد و غازيها ( مجاهدان ) ترك در جنگ با مسيحيان جانفشانى فراوان كردند ، به طورى كه مىتوان گفت كمتر جنگى را ميان اين كشور و دولتهاى اروپايى مىتوان يافت كه از انگيزههاى دينى طرفين تهى باشد و از سوى اروپاييها موضوع حفظ ملت مسيح در برابر مسلمانان مطرح نباشد .
اما از آنجا كه نوشتار حاضر گنجايش نقل همهء حوادث آن چند صد سال جنگ را ندارد ، تنها به نقل حوادث بسيار مهم و سرنوشت ساز اين رويارويى عظيم بسنده مىگردد .
پيشروى در بالكان و عكسالعمل صليبيها
نبرد نيكوپوليس
پيروزى عثمانيها در قلمرو امپراتورى بيزانس و اروپاى جنوب شرقى ، مسيحيان ساكن اروپاى غربى را به خشم آورد ؛ و پاپ بونيفا سوس نهم براى برپايى جنگ جديد صليبى ، در