فرصت شيرازى ( 1271 - 1339 ه )
سيّد ميرزا محمد نصير الحسينى شيرازى ملقّب به « فرصة الدوله » متخلّص به « فرصت » در شيراز ديده به جهان گشود . وى از كودكى و نوجوانى علاقهء خاصى به كسب دانش و هنر داشت . بدين جهت در دانش اندوزى و اكتساب هنر نامبردار شد . آثار عمدهاش علاوه بر ديوان شعر « آثار عجم » و « بحور الالحان » در موسيقى و بحور عروضى معروف است .
فرصت در شيراز چشم از جهان فرو بست و در جوار قبر حافظ به خاك سپرده شد .
ديوانش چاپ شده است
« * » در منقبت امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السّلام
مرمرا يك سان بود گر سر رسد بر آسمان * يا كه كوبد هر زمانم پاى بر سر آسمان
نى برافروزم گرم چرخ افكند از سر كلاه * نى سرافرازم گرم بخشايد افسر آسمان
داده برتر رتبهام چون از عنايت كردگار * گو مرا برتر نشاند يا فروتر آسمان
در مذاقم تلخ و شيرين هر دو آيد خوشگوار * گو بريزد زهر يا شهدم به ساغر آسمان
همچو جواز ابهر قتلم بسته مرّيخش كمر * خواهدم تا چون حمل خنجر به حنجر آسمان
تا چو شيرم ، در مصاف فضل در كارم كند * حيلهها هر لحظه چون روباه ابتر آسمان
آسمان را با بدان نيكى و با نيكان بدى است * بوده تا بوده است يكسر سفلهپرور آسمان
چون نمىآرم شمردن با منش هر چه است كين * يا چه دارد كينهها بيحد و بيمر آسمان
به كه رو آرم ؟ به درگاه شه با عدل و داد * تا كه گيرد داد من از اين ستمگر آسمان
پيشواى دين ، ولىّ حق ، امير المؤمنين * آنكه سايد سر به درگاهش مكرر آسمان
هامش
( * ) ديوان فرصت ، با تصحيح و مقدمهء على زرّين قلم ، از انتشارات كتابفروشى سيروس ، طهران .