عيد است و بوسه خواهم از آن لعل شكّرين * دانى شگون عيد به نقل است و شكّر است
امروز عيد ملت اسلاميان بود * روز كمالِ دين خداوند داور است
ايّام برقرار به نيروى ملّت است * اسلام استوار به بازوى حيدر است
حبل المتين ، امام مبين ، پيشواى دين * كش قدر و رتبه از نظر و هم برتر است
استاد كارخانهء صنع خدا ، على * كز صنع او علامتى ، اين هفت منظر است
اعظم ولى بار خدا شاه لافتى * آن واجبى كه جامهء امكانش در بر است
عقل نخست ، صادر اول ، ولى حق * كايجاد را به او سمت فعل و مصدر است
جز او ، كه بر خزينهء فيض خدا امين ؟ * جز او ، كه بر مدينهء علم نبى در 155 است ؟
عنوان انّما 156 به ولايش موشّح است * طغراى هل اتى 157 به عطايش مسطّر است
رايش به ده عقول 158 ، امير مدبّر است * حكمش به نه سپهر ، قضاى مقدّر است
گر خطبهء ولايت او بايدت شنيد * بشنو كه حق خطيب وى و عرش منبر است
يا ايها الرّسول 159 به ابلاغ جبرئيل * در شأن او ز قول خداوند اكبر است
جشنى است از ولايت او در نه آسمان * ليكن در آستان رضا جشن ديگر است
سلطان طوس بو الحسن آن شمسهء شموس * شاهى كه شمع دودهء موسى بن جعفر است
غَوْث انام ، قبلهء امّت 160 ، امام دين * كاو سوى حق به خلق دليل است و رهبر است
در آستان اقدسش امروز چون بهشت * بزمى پى ولايت جدّش مقرّر است
پيراسته ز عيب ، چو گلزار جنّت است * آراسته به حسن ، چو رخسار دلبر است