تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب علوى در شعر فارسى ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
صفاى اصفهانى ( 1269 - 1322 ه . ش ) محمد حسين ملقّب به حكيم صفاى اصفهانى تحصيلات خود را در فريدن اصفهان آغاز كرد و سپس به تهران آمد و با كوشش بسيار در حكمت و فلسفه و كلام و فقه و عرفان به مقام والايى نائل آمد ؛ آن گاه رحل اقامت به خراسان افكند . گويند در مشهد كمتر معاشرت داشت و پاى در دامن عزلت كشيده بود . خود درين باره گويد : هفت سال است كه از خلقم در عزلت تام ساحت گلشن من كنج شبستان من است حكيم در سال 1322 دار فانى را وداع كرد و در مدرسه ملا تاج مدفون گرديد .

« * » [ حصن ولايت ]

ديدم شكسته طُرّهء مشكين را * آن ترك خلّخ و چِگِل و چين را
بر لاله كشته دامن سنبل را * بر سرو هشته خرمن نسرين را
مويش به مشك ماند و نشنيدم * در مشك تر ، خم و شكن و چين را
رويش به برگ لاله نعمانى * خطش به برگ لاله رياحين را
از گل دميده عَبْهر فتّانش * بىآب كرده عبهر مسكين را
جادوى كافرست سر زلفش * هم دل ز كف ربايد و هم دين را
ماند براستى خم ابرويش * تيغ كج مبارز صِفيّن را
دست خدا على 150 كه به امكان زد * امر و لاش خيمهء تكوين را
جز قلب و جز حقيقت او مشمر * عرش برين و عقل نخستين را
جز خاكسار حضرت او منگر * خورشيد با جلالت و تمكين را
هامش
( * ) ديوان اشعار حكيم صفاى اصفهانى ، به سعى و اهتمام احمد سهيلى خوانسارى ، از انتشارات اقبال ، تهران 1362 ش .
مناقب علوى در شعر فارسى ( فارسى ) — صفحة 85 | احمد احمدى بيرجندى